اين پسرم سرور و آقاست ، همچنانكه حضرت رسول اكرم او را اينگونه ناميد و از نسل وى فرزندى ظهور خواهد كرد ، همنام با پيامبرتان كه در خلقوخوى شبيه اوست ، ولى در خلق ( چهره و اندام ) شبيه او نيست و سپس حكايت عدالتگسترى وى را نقل كرد ابو داود حديث را اينچنين در سنن خود آورده و در قبال آن سكوت كرده است . « 1 »
همين روايت را مقدسى شافعى در عقد الدرر ص 45 از باب اول آورده است و در آن نام امام حسن عليه السّلام آمده است ، امّا محقّق كتاب در پىنوشت به نسخه بدلى اشاره مىكند كه در آن نام امام حسين عليه السّلام آمده است . نام بردن مرحوم سيد صدر الدين صدر از چنين نسخهاى نيز وجود آن را تأييد مىكند ، چه اينكه وى از عقد الدرر همين حديث را حكايت مىكند و در آن اسم امام حسين عليه السّلام به چشم مىخورد . « 2 »
پس ، اين اختلاف ، اعتقاد به هر يك از دو اسم و ترجيح يكى از آن دو را - تا زمانى كه دليل خارجى يكى از آن دو را تأييد نكند - بىاساس مىسازد اين دليل خارجى در مورد امام حسن عليه السّلام مفقود ، و در مورد امام حسين عليه السّلام موجود است .
جهت دوّم : مقطوعه بودن حديث
سند اين حديث منقطع است . زيرا ابو اسحاق كه حديث را از زبان امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرده است ، نامش اسحاق سبيعى است وى چنانكه منذرى در شرح اين حديث خاطرنشان مىسازد « 3 » - حتى يك حديث هم از امام على عليه السّلام نشنيده است . چون در هنگام شهادت آن حضرت او شش يا هفت سال داشته است ، چه آنكه به قول ابن حجر « 4 » او دو سال از خلافت عثمان باقى مانده ، به دنيا آمده است و طبق قول ابن خلكان « 5 » سه سال و بدين جهت مزى قول آنان را بدينگونه نقل كرده است كه وى امام على عليه السّلام را ديده ، لكن از حضرتش حديث استماع نكرده است . « 6 »
جهت سوم : مجهول السند بودن حديث
همچنين سند اين حديث مجهول است . زيرا تعبير ابو داود چنين است :
هامش
( 1 ) . أسمى المناقب فى تهذيب أسنى المطالب / جزرى دمشقى شافعى / صص 165 - 168 .
( 2 ) . المهدى / سيد صدر الدين صدر / ص 68 .
( 3 ) . مختصر سنن ابو داود / منذرى / ج 6 / ص 162 / ح 4121 .
( 4 ) . تهذيب التهذيب / ابن حجر / ج 8 / ص 56 / شماره 100 .
( 5 ) . وفيات الأعيان / ابن خلكان / ج 3 / ص 459 / شماره 502 .
( 6 ) . تهذيب الكمال / مزى / ج 22 / ص 106 / شماره 4400 .