تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

( تشريح استخوان لامى ) « 1 »

نزد حنجره و جلوى آن ، استخوان مثلث گونه‌اى قرار دارد كه استخوان لامى ناميده مىشود ، زيرا شبيه حرف لام در نوشتن الفباى يونانى مىباشد و شكل آن چنين « ؟ » است . فايده « 2 » آفرينش استخوان لامى اين است كه تكيه گاه و آويزگاه باشد تا رشته‌هاى ( رباطى ) ماهيچه حنجره از آن رويش يابند ، زيرا حنجره براى چسباندن « 3 » غضروف سپرى به غضروف بىنام ( خلفى ) و براى جمع كردن و بستن « 4 » غضروف طرجهالى و براى دور كردن طرجهالى از دو غضروف ديگر تا حنجره باز شود « 5 » ، به ماهيچه‌هايى نيازمند است .

ماهيچه‌هاى بازكننده حنجره « 6 »

از ماهيچه‌هاى حنجره ، زوجى است كه با رويش از استخوان لامى « 7 » به سوى بخش قدامى غضروف سپرى مىرود و بر آن ( از دو جانب ) ضمن گسترده شدن ، پيوند مىخورد ، پس هرگاه منقبض گردد ، غضروف سپرى « 8 » را به سمت جلو و بالا مىراند و متعاقب آن فضاى حنجره اتساع مىيابد . يك زوج ماهيچه كه از ماهيچه‌هاى گلو شمرده شده و به سمت پايين مىكشد و ما آن را از ماهيچه‌هاى مشترك بين گلو و حنجره مىدانيم ، و رويشگاه آن از باطن استخوان
هامش
( 1 )HyoidBone. ( 2 ) دانسته شد كه عضلات براى حركت دادن اعضا ، نياز به تكيه گاه دارند تا الياف رباطى از آنها رويش نمايد . استخوان گردن و فك فاصله داشته و متناسب براى اين عضلات نمىباشند لذا براى اين نياز ، استخوان لامى قرار داده شد كه با توجه به شكل آن «U» داراى اجزايى است كه جهات حركتى عضلات حنجره را تأمين مىنمايد . ( 3 ) براى تمديد صدا . ( 4 ) تا غذا و نوشيدنى وارد ناى و مجراى هوا نگردد . ( 5 ) و هوا نفوذ كافى نمايد . ( 6 ) در اينجا تعبير « بازكننده » شامل ماهيچه‌هاى موسّع يعنى گشادكننده نيز مىباشد . ( 7 ) از دو ضلع فوقانى (U) منشأ مىگيرد . ( 8 ) در نسخه بولاق ، تهران و جيلانى « طرجهالى » دارد كه شارح آملى ضمن نادرست دانست آن مىگويد : پيوندى بين آنها وجود ندارد كه به جلو رانده شود ، و حكيم جيلانى نيز مىگويد : شيخ الرئيس در اينجا حاشيه‌اى نوشته بدين مضمون كه در كلام جالينوس « غضروف سپرى » دارد .