نبايد بر اين باور بود كه هر نوع مزاج ، الزاماً مزاج شبيه به خود ( از اخلاط ) را در بدن به وجود مىآورد ، و توان توليد مزاج متضاد با خود را - ولو عارضى نه ذاتى - ندارد ، زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه يك مزاج ، ضد خود را ايجاد مىكند ؛ مثلًا مزاج سرد و خشك سرشتى ، رطوبت بيگانه در بدن به وجود مىآورد ، وجود اين رطوبت بيگانه در بدن ناشى از هم سنخى با مزاج اصلى بدن نيست ، بلكه از ناتوانى دستگاه گوارش عارض مىگردد .
علايم افتراقى براى تشخيص مزاج سوداوى
اين انسان كه از مزاج سرد و خشك با رطوبت بيگانه برخوردار است ، نشانههاى تشخيصى ذيل را دارد :
1 . بدنى لاغر « 1 » ؛
2 . سستى مفاصل « 2 » ؛
3 . كم مويى « 3 » ؛
4 . ترسويى « 4 » ؛
5 . سردى و نرمى پوست « 5 » ؛
6 . تنگى رگها « 6 » ؛
مانند اين حالت « 7 » مزاج سن پيرى است با اين كه در حقيقت سرد و خشك مىباشد ، ولى باعث توليد بلغم ( با مزاج سرد وتر ) در بدن مىگردد .
( در ادامه بحث گوارش ) بايد بدانيد كه براى خون و آنچه همراه با خون جريان دارد ، هضم و گوارش سوم ( هضم عروقى ) « 8 » در رگها ، به وجود مىآيد و آن گاه كه به اعضا
هامش
( 1 ) به دليل سوء تغذيه از ضعف گوارش .
( 2 ) به دليل تجمع رطوبات در مفاصل ناشى از ضعف گوارش ، رخوت در آنها عارض مىگردد .
( 3 ) به دليل نقصان حرارت .
( 4 ) به دليل كم خونى كه باعث ضعف قلب مىباشد .
( 5 ) سردى سطح بدن به دليل استيلاى سردى ، و نرمى پوست به دليل رطوبت بيگانه .
( 6 ) به دليل سردى كه باعث انقباض رگها مىگردد .
( 7 ) يعنى به وجود آمدن مزاج ضد نسبت به مزاج اصلى بدن
( 8 ) حكيم جيلانى مىگويد : مقصود از هضم عروقى ، رگهاى كوچك بدن مىباشد زيرا آنچه از رگهاى كوچك خارج مىشود در رنگ و قوام با آنچه در كبد بوده ، متفاوت مىباشد .