تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
( 1 ) حضرت يحيى گفت پس اين سپر چيست كه بالاى سرت گذاشته‌اى ، گفت بوسيله آن دعاهاى مردان شايسته را از خود دفع ميكنم ، گفت پس اين آهن كه بالاى آن هست براى چيست ؟ . گفت بوسيله اين آهن دلهاى افراد شايسته را به طرف خود متمايل ميكنم ، يحيى گفت آيا تاكنون بر من پيروزشده‌اى ؟ . گفت تاكنون نتوانسته‌ام بر تو پيروز شوم ، و ليكن يك خصلت در تو هست كه مرا به تعجب آورده است . يحيى گفت آن چيست ؟ گفت : تو مرد پرخورى هستى ! هر گاه افطار ميكنى و زياد ميخورى پرخورى تو مانع مىشود كه بتوانى در شب برخيزى و نماز بگذارى ، گفت : اينك با خداى خود پيمان بستم كه بعد از اين از طعام سير نگردم تا آنگاه كه به جوار رحمتش شتابم . شيطان هم گفت من نيز متعهد شدم كه ديگر مسلمانى را نصيحت نكنم ، شيطان از نزد يحيى بيرون شد و ديگر به طرف او برنگشت . ( 2 ) 35 - على بن جعفر گويد : حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام روايت كرد كه حضرت رسول ( ص ) فرمود : خداوند متعال مرا با مردى ديگر از آدم بيرون آورد و از صلبى به صلب ديگر انتقال داد ، و من به سبب نبوت از وى پيشى گرفتم ، گفتند : يا رسول اللَّه آن مرد كه بود ، فرمود : على بن ابى طالب . ( 3 ) 36 - عبيد اللَّه بن على از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر نسب و پيوندى در روز قيامت از هم جدا ميگردد مگر نسب