و اهواز مسلط شده بود .
( 1 ) فرزندان موسى بن جعفر عليهما السلام در آن نواحى قدرتى بدست آورده بودند و مردم طوعا و كرها از آنها پيروى ميكردند .
شايد مقصود مأمون از آوردن حضرت رضا عليه السلام از اين نواحى اين بود كه مردم از اطراف اسماعيل و زيد پراكنده شوند .
هنگامى كه امام رضا عليه السلام تصميم گرفت از مدينه به طرف خراسان حركت كند عيالات و اهل بيتش را جمع فرمود و فرمان داد تا بر وى گريه كنند و آن حضرت صداى گريه آنها را بشنود .
سپس دوازده هزار دينار در ميان آنها تقسيم كرد ، و فرمود : من ديگر به طرف شما مراجعت نخواهم كرد .
بعد از آن در حرم جدش حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله حاضر شد و با آن جناب وداع فرمود و گريه كرد ، و به طرف خراسان حركت نمودند .
( 2 ) حضرت رضا عليه السلام در مكه
( 3 ) امام رضا عليه السلام با همراهان خود وارد مكه مكرمه شد و خانه خدا را زيارت كرد و با اهل بيت وداع نمود ، محمد بن ميمون گويد : من در مكه با آن جناب بودم پيش از آنكه به طرف خراسان حركت كند ، عرض كردم تصميم دارم به مدينه برگردم نامهاى براى فرزندت ابو جعفر بنويس با خود ببرم .
حضرت رضا تبسمى كردند و نامه را نوشتند ، من نامه را به مدينه بردم و به حضرت جواد دادم « 1 » .
( 4 ) امام رضا عليه السلام در قادسيه
( 5 ) حضرت رضا از مكه معظمه بيرون شدند و از طريق باديه وارد قادسيه گرديدند
هامش
( 1 ) اين روايت را در كتاب امامت تحت شماره 369 نقل كردهايم .