توجه پيش ميرود ( 1 ) و آن دسته ستمگر را از اطراف مظلومان دفع مىكند و اموال آنان را از غارتگران ميگيرد ، و به صاحبان اموال برميگرداند .
پس از اينكه وى به منزل خود برميگردد ميگويند : چه كارى انجام دادى ؟
گويد : من رفتم و غارتگران را از منزل آن مردم مقهور راندم و اموال آنها را به آنها برگردانيدم و بار ديگر امنيت را در آنجا مستقر كردم ، به او ميگويند :
فهميدى فلانى در چاه سقوط كرد و كشته شد ؟ .
گويد : به خداوند سوگند من او را كشتم ، پرسيدند مطلب از چه قرار است ، و تو چگونه او را در چاه افكندى و كشتى .
گويد : من هنگامى كه فرياد استغاثه آنها را شنيدم فورا سلاح جنگى خود را در بر كردم و در تاريكى شب با شتاب حركت نمودم و چون ميترسيدم غارتگران زودتر از رسيدن من اموال غارت شده را خواهند برد عجله داشتم ، از اين جهت نفهميدم و خود را به او زدم و او در درون چاه افتاده و مرده است ، و من هرگز قصدى نداشتم و در نظرم نبود كسى را در چاه افكنم ، اينك بفرمائيد ديه اين شخص بر كدام كس است ؟ .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : ديه آن مقتول بر عهدهء آن جماعتى است كه از آن مرد استغاثه كردند ، و او رفت و آنها را نجات داد ، و اموالشان را از غارتگران گرفت ، و نگذاشت زنان و فرزندان آنها را اسير كنند ، و ليكن اگر آن مرد خود را اجير كرده بود بايد ديه را خود و يا غافلهاش پرداخت ميكردند ، و به آن جماعت مربوط نبود .
( 2 ) حكم مقتول اهل ذمه
( 3 ) 5 - محمد بن فضيل گويد از حضرت رضا عليه السلام پرسيدم اگر يهود و