( 1 ) امام عليه السلام از اين گفته بسيار ناراحت شد و با تازيانه بر سر آنها زد ، سليمان گفت : قربانت گردم شما از اين موضوع ناراحت نشويد .
فرمود : من اينها را مكرر نهى كردهام كه با كارگر بطور مقاطعه معامله كنند ، و اجرت او را معين نمايند و سپس به كار بگمارند ، تا وى با اجرت و مزد معلومى كار كند .
اى سليمان اگر كارگرى بدون مقاطعه براى شما كار كند ، و تو سه برابر كار كرد او مزد بدهى ، باز وى گمان مىكند كه تو حق او را اداء نكرده و مزد او را كامل نپرداختهاى ، و ليكن اگر با وى قرار داد بگزارى و مزدش را تعيين كنى ، و پس از كار مزدش را بطور كامل بدهى او سپاسگزارى خواهد كرد ، و اگر اندكى هم زيادتر از مزدش به او بدهى ميداند كه به او احسان و لطف و محبت كردهاى .
( 2 ) در خريد و فروش برده
( 3 ) 8 - زكريا بن آدم گويد : از حضرت رضا ( ع ) پرسيدم گروهى از دشمنان با مسلمانان صلح كردند ، و سپس نقض عهد نمودند و علت نقض عهد هم اين بود كه با آنها به عدالت رفتار نشد ، آيا جايز است از آنها برده گرفته شود .
فرمود : اگر اشخاصى باشند كه عداوت آنان محرز شده خريد و فروش بردهء آنها مانعى ندارد ، و اگر چنانچه معلوم گردد آنها به علت ظلم نقض عهد كردهاند برده گرفتن آنها اشكال دارد .
راوى گويد : پرسيدم گروهى از ديلميان يك ديگر را سرقت ميكنند و بعنوان برده ميفروشند ، و مسلمانان نيز بدون رهبر و امام بر آنها حمله ميكنند آيا جايز است از آنها برده گرفت .
فرمود : هر گاه اسيران خود اقرار به بردگى كردند خريد و فروش آنها