( 1 ) داود در حكم خود عجله كرد و گفت : آنكه گوسفند بسيار دارد ظلم كرده است و بدون شاهد و بينه فورا حكم كرد و نگذاشت مدعى عليه حرف بزند .
اين بود خطائى كه از وى سر زد نه آنكه شما گفتيد ، مگر نشنيدهاى كه خداوند متعال فرموده :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
.
گويد : عرض كردم : پس داستان او با اورياء چيست ؟ .
فرمود : در زمان داود هر گاه مردى مىمرد و يا كشته مىشد زنش هرگز شوهر نمىكرد ، نخستين زنى كه بعد از كشتن شوهرش با مرد ديگرى ازدواجش مباح شد زنى بود كه با داود ازدواج كرد ، و اين موضوع بر اوريا بسيار گران آمد .
اما در مورد حضرت رسول ( ص ) كه فرمود :
وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
تفسيرش اين است كه خداوند متعال : نامهاى زوجات حضرت رسول ( ص ) را براى آن جناب فاش كرده بود ، يكى از آنها زينب بنت جحش بود كه در آن روز زوجه زيد بن حارثه بود .
حضرت رسول نام او را در نزد خود مخفى كرده بود و براى كسى نقل نكرده بود ، براى اينكه منافقين نگويند وى به يك زنى كه در منزل شوهرش زندگى مىكند چشم دارد ، و از منافقين ميترسيد از اين رو خداوند فرمود تو نبايد از مردم بترسى و بايد از خداوند ترس داشته باشى ، خداوند هيچ زنى را به مردى تزويج نكرد ، مگر تزويج حواء به آدم ، و تزويج زينب به حضرت رسول ، و تزويج زهراء به على .
در اين هنگام على بن جهم گريه كرد و گفت يا ابن رسول اللَّه من از گفتههاى خود توبه كردم و ديگر در بارهء پيغمبران از اين گونه سخنان نخواهم گفت .