( 1 ) معنى
« وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى »
اين است ، كه خداوند او را در زمين حجت و خليفه خود قرار داد ، و او را براى بهشت خلق نكرده بود ، و معصيت آدم در بهشت بود نه در زمين ، و نافرمانى او براى اين بود كه قضاء و قدر خداوند جريان پيدا كند .
پس از اينكه آدم به زمين فرود آمد ، و حجت و خليفه خداوند قرار گرفت از خطا و لغزش مصون شد و خداوند ميفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ » .
و اما تفسير آيه
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ
، اين است كه وى دانست خداوند روزى را بر او تنك نخواهد كرد ، و اگر معنى آن بود كه وى مىدانست خداوند قدرت ندارد روزى او را بدهد كافر ميشد .
در قرآن مجيد كلمه « قدر » به معنى ضعيف آمده و در آيه شريفه است كه
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
يعنى روزى را بر او تنگ كرد .
اما در قضيه حضرت يوسف معنى آن اينست كه زليخا همت گماشت بر معصيت و يوسف همت گماشت بر كشتن او ، و يوسف در نظر داشت اگر وى را به فحشاء و ارتكاب معصيت و حرام مجبور كند وى را بكشد ، و ليكن خداوند او را هم از فحشاء و هم از قتل نگهدارى كرد .
خداوند متعال مىفرمايد
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ
- يعنى كشتن -
وَ الْفَحْشاءَ
يعنى زنا و اما داود نظر پيشينيان شما در اين باره چيست ؟
على بن جهم گفت : ميگويند داود در محراب خود نماز ميخواند ، شيطان به صورت يك پرنده زيبائى خود را به او نشان داد ، داود نماز خود را قطع كرد و خواست آن پرنده را بگيرد ، پرنده از اطاق به حيات پريد ، داود ، به حيات آمد .