( 1 ) خداوند خبرى و آيهاى بزرگتر از من ندارد .
فضل من بر ساير ملتها و امتها عرضه شد و آنان به فضل من اعتراف نكردند ، و در تفسير
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً
فرمود : در زمين انسان آرامش پيدا مىكند و ساكن ميگردد .
در تفسير
وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
فرمود : يعنى كوههاى زمين را مانند ميخ قرار داديم كه زمين به وسيله آن محكم و استوار گردد ، و در تفسير
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً
فرمود :
شب روز را ميپوشاند .
در معنى
وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً
گفت : يعنى آفتاب جهان تاب و درخشنده كه تاريكيها را از هم ميشكافد ، و در تفسير
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ
فرمود : يعنى از ابرها باران رحمت ميفرستيم .
در تفسير
ماءً ثَجَّاجاً
فرمود : يعنى بارانهاى پياپى ، و در تفسير
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
فرمود : يعنى باغهائى كه درختهاى آن انبوه و زياد و درهم فرو رفته باشند ، در تفسير
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً
فرمود يعنى درهاى بهشت باز ميشوند .
در تفسير
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
فرمود : كوهها مانند سرابى كه در بيابانها ميدرخشد از جلو ديدگان مردم عبور ميكنند .
در تفسير
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً
فرمود : يعنى دوزخ ايستاده و در انتظار دوزخيان است ، و در تفسير
لِلطَّاغِينَ مَآباً
فرمود : دوزخ جاى بدكاران است .
و در تفسير
لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً
فرمود : احقاب يعنى سالها ، و حقب به معنى