تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
دست خود را روى ديوار گذاشت و گفت : ( 1 ) برخيز اين ديوار را راست كنيم . موسى گفت : بايد اهل قريه ما را طعام و غذا بدهند سپس ما اين ديوار را اصلاح كنيم . خضر گفت : از اين جا ديگر رفاقت و مصاحبت ما قطع شد و اينك سر كارهاى خود را براى تو روشن ميكنم . اما موضوع كشتى از اين قرار بود كه آن متعلق به گروهى از مساكين بود ، كه بوسيله آن ارتزاق ميكردند ، و چون يكى از پادشاهان در نظر داشت آن را غصب كند من آن را معيوب كردم تا از دستبرد آن پادشاه مصون باشد ، و آنان مىتوانند با همان كشتى معيوب امرار معاش كنند . اما آن كودك را كه ديدى كشتم ، پدر و مادر او از اهل ايمان هستند ، و من در چهره آن كودك علامت كفر ديدم و دانستم كه آن كودك پس از اينكه بزرگ شد پدر و مادر خود را به كفر ميكشاند ، از اين رو آن را كشتم و خداوند به جاى آن كودك فرزند مؤمن و مهربانى به آنها خواهد داد ، و خداوند به جاى آن پسر يك دخترى به آنها ميدهد كه از آن هفتاد پيغمبر متولد خواهد شد . اما ديوارى كه من آن را راست كردم و از خرابى و انهدام آن جلوگيرى نمودم متعلق به دو كودك يتيم بود كه در آن شهر زندگى ميكردند ، در زير آن ديوار گنجى است كه به آن دو كودك تعلق دارد ، پدر كودكان مرد صالحى بود و آن گنج را براى فرزندانش ذخيره كرده بود ، و ما با راست كردن ديوار گنج را از دست برد حفظ كرديم و كودكان پس از اينكه بزرگ شدند از گنج استفاده خواهند كرد . اين بود سر كارهائى كه من كردم و تو نتوانستى صبر كنى .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 529 | عزيز الله عطاردى