( 1 ) اى موسى مرا دوست بدار و مردم را هم با من دوست كن .
موسى گفت : خداوندا من تو را دوست دارم چگونه مردم را با تو دوست كنم .
فرمود : از نعمتهائى كه به آنها دادهام براى آنها بازگو كن ، هنگامى كه آنان مشاهده كردند همه خيرات در نزد من است مرا دوست خواهند داشت .
( 2 ) 17 - ابو نصر بزنطى گويد : از حضرت رضا عليه السلام پرسيدم معنى آيه شريفه
إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا
آيا اين همان است كه موسى عليه السلام با او ازدواج كرد ؟ .
فرمود : آرى ، وى هنگامى كه گفت :
« اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ »
پدرش گفت : تو از كجا دانستى او قوى و امين است .
گفت : هنگامى كه پيام تو را به او رسانيدم گفت : از پشت سرم حركت كن و راه را به من نشان ده .
من پشت سر او حركت كردم و او كراهت داشت شكل و شمايل و يا هيكل مرا مشاهده كند ، هنگامى كه موسى عليه السلام تصميم گرفت از نزد شعيب بيرون گردد ، شعيب گفت : داخل اطاق شويد و يكى از آن عصاها را برداريد تا در بيابان در مقابل درندگان از خود دفاع كنيد .
هنگامى كه موسى وارد اتاق شد يكى از آن عصاها ناگهان در دست او قرار گرفت موسى از اتاق بيرون شد چون چشم شعيب بر آن عصا افتاد گفت : عصاى ديگر بردار .
حضرت موسى عليه السلام بار ديگر وارد اطاق شد و باز همان عصا در دستش