تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
مىداد و مانند بزرگسالان سخن مىگفت . ( 1 ) در اين هنگام پدرش موسى بن جعفر وارد شد و گفت : اى نجمه كرامت پروردگار بر تو گوارا باد ، من كودك را در حالى كه در يك پارچه سفيدى پوشانيده شده بود به او دادم ، وى در گوش راست كودك اذان و در گوش چپ اقامه گفت و با آب فرات گلوى او را گرفت ، سپس به من برگردانيد و گفت : بگير اين كودك را كه از برگزيدگان خداوند در روى زمين است . ( 2 ) 7 - عتاب بن اسيد گويد : از گروهى كه اهل مدينه بودند شنيدم مىگفتند : على بن موسى الرضا عليهما السلام روز پنجشنبه يازدهم ربيع الاول سال يك صد و پنجاه و سه متولد شد و اين دو سال بعد از وفات حضرت صادق عليه السلام بود . ( 3 ) 8 - هشام بن احمر گويد : حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به من فرمود : آيا اطلاع دارى كسى در اين روزها از طرف مغرب به مدينه وارد شده باشد ؟ عرض كردم : اطلاع ندارم ، فرمود : چرا مردى از اهل مغرب وارد مدينه شده است ، بيائيد با هم نزد او برويم ، حضرت سوار شد و من هم با او سوار شده بنزد آن مرد رهسپار شديم ، در اين هنگام مشاهده كردم مردى از اهالى مغرب با چند غلام و كنيز ايستاده است ، گفتم : غلام و كنيزان خود را به ما نشان بده ، وى هفت جاريه را به ما نشان داد و هيچ كدام مورد علاقه حضرت موسى بن جعفر نشدند . سپس فرمودند : بقيه را نشان بدهيد ، مرد مغربى گفت : فقط يك جاريه ديگر كه آن هم مريض است باقى مانده است موسى بن جعفر گفت : پس چرا او را نشان نمىدهى آن مرد از نشان دادن آن كنيز امتناع كرد و حضرت از آن جا مراجعت فرمودند ، روز ديگر مرا بار ديگر براى خريدن آن كنيز نزد آن مرد فرستادند ، و فرمودند : از آن مرد سؤال كن و بگو آخرين نظرت در باره او چيست ؟ و اگر قيمت آن را معين كرد
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 19 | عزيز الله عطاردى