طاف الخيالان فهاجا سقما * خيال تكنى و خيال تكتما
( 1 ) صولى گويد : ابراهيم بن عباس عموى پدرم اشعار و مدايح بسيارى در بارهء حضرت رضا عليه السلام داشت كه همه آنها را منتشر كرده بود ، پس از آن حوادثى پيش آمد كه او ناگزير شد آن ابيات را جمعآورى نمايد ، گروهى گفتهاند : كه مادر امام رضا « سكن النوبيه » نام داشته است ، و نيز گفتهاند : كه نام او نجمه و يا « سمان » و مكنى به ام البنين بوده است .
( 2 ) 5 - على بن ميثم از پدرش روايت مىكند كه وى گفت : هنگامى كه حميدة المصفاة مادر حضرت رضا عليه السلام را خريدارى كرد ، متذكر شد كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديده است كه آن حضرت امر كرده كه « نجمه » را به فرزندت موسى ببخشى ، زيرا به زودى از وى فرزندى كه بهترين مردم روى زمين است متولد خواهد شد .
هنگامى كه حضرت رضا متولد شد او را طاهره نام گذاشت ، مادر آن حضرت چند نام داشت : اروى ، سكن ، سمان ، و تكتم كه آخرين نام او بوده است ، على بن ميثم گويد : از مادرم شنيدم كه نجمه در هنگام خريدارى بكر بوده است .
( 3 ) 6 - على بن ميثم از پدرش روايت كرده كه گفت : از مادرم شنيدم كه مىگفت :
نجمه مادر حضرت رضا عليه السلام مىگفت :
هنگامى كه فرزندم على در رحم من قرار گرفت ، من سنگينى باردارى را نديدم ، و در هنگام خواب صداى تسبيح و تهليل از درون خود ميشنيدم و اين جهت مرا بترس و وحشت وامىداشت و هر گاه بيدار مىشدم چيزى نمىشنيدم .
هنگامى كه وضع حمل كردم و كودك بر زمين قرار گرفت دست خود را بر زمين گذاشت و سر خود را به طرف آسمان بلند كرد در حالى كه لبهاى خود را حركت