را ضايع نكنى .
( 1 ) تو اينك كارهاى مسلمين را در اختيار ديگران قرار دادهاى ، و آنها بر خلاف حكم خداوند در ميان مسلمانان حكم مىكنند .
اى مامون تو دار الهجرة و مهبط وحى را ترك كردى ، و در اين بلاد بعيده مسكن گزيدهاى ، اولاد مهاجر و انصار را مورد ظلم و ستم قرار ميدهند و تو اطلاع نداري ، مظلوم خود را به مشقت مياندازد و روزهائى اين طرف و آن طرف ميرود كسى به دادش نمىرسد ، و به شكايت او رسيدگى نمىكنند ، و دستش هم به تو نميرسد .
اينك از خداوند بترس و به درد مسلمانان رسيدگى كن ، و به مهبط وحى و نبوت برگرد ، و از مهاجر و انصار يارى كن ، مگر نميدانى كه والى مسلمانان مانند ستون است و همواره بايد در وسط جمعيت باشد و هر كس بخواهد بتواند او را ملاقات كند . و دردهاي خود را به او بگويد .
مامون گفت : اى سيد من نظر تو چيست ؟ فرمود : صلاح ميدانم از اين سرزمين خارج گرديد ، و در منطقه پدران و اجدادت منزل كنيد ، و به امور مسلمانها رسيدگى نمائيد ، و آنها را به ديگران واگذار ننمائيد .
خداوند متعال از تو باز خواست مىكند كه چرا به وظائفت عمل نكردى .
مامون گفت : نظر خوبى دادى ، مطلب درست همين است كه تو فرمودى ، وى بلافاصله بيرون شد و دستور داد تا پيشقراولان حركت كنند و خود آماده گرديد كه از مرو بيرون شود .
در اين هنگام فضل بن سهل از قضيه مطلع شد و بسيار اندوهگين گرديد ، فضل همه كارها را در اختيار گرفته و مامون در مقابل نظر او نظرى نداشت ، و نمىتوانست نظر خود را در امور بيان كند .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٣٠