48 .
« و هر شايسته انعامى را نعمت دهد . » « 1 »
مراد على عليه السّلام است . « 2 »
49 .
« پس كيست ستمكارتر از آن كه بر خدا دروغ مىبندد و سخن راستى را كه بر او آمده است تكذيب مىكند . » « 3 »
اين آيه در باب كسانى است كه گفتار پيامبر در فضيلت على را انكار نمودهاند . « 4 »
50 .
« و گفتند : خدا ما را بسنده است و چه نيكو ياورى است . » « 5 »
ابو رافع مىگويد : « پيامبر على را به طلب ابو سفيان فرستاد و عربى از خزاعه با آنها روبرو شد و گفت : مردم عليه شما گرد آمدهاند ، بترسيد ، اما اين سخن بر ايمان آنها افزود و گفتند : خدا ما را بس است و او نيكو وكيلى است . » « 6 »
51 .
« و در كارزار مؤمنان را خدا بسنده است . » « 7 » در قرائت ابن مسعود : به وسيله على آمده است . « 8 »
هامش
امير مؤمنان مىفرمايد : « و بر پيامبر سخت گرفتند » يعنى پيمان او را در باره اهل بيتش شكستند .
( بنگريد به تفسير البرهان و تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 45 ) عهدشكنان در زندگى و مرگ على عليه السّلام مشقت و سختى بىنهايت به پيامبر وارد ساختند .
( 1 ) . هود : 3 .
( 2 ) . شواهد التنزيل ج 1 ص 271 ، كشف الغمه ص 93 ، حافظ سروى حديث را از امام باقر عليه السّلام و ابن مردويه با اسناد به ابن عباس آورده است .
( 3 ) . زمر : 32 .
( 4 ) . روايت را ابن مردويه در كتاب المناقب آورده است نيز در كشف الغمه ، ص 93 ، تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 76 .
( 5 ) . آل عمران : 173 .
( 6 ) . حديث را صالح ترمذى در مناقب المرتضوى ، ص 59 ، سيوطى در الدر المنثور ، ج 2 ، ص 103 ، و در لباب المنقول في اسباب النزول از ابن مردويه نقل شده است .
( 7 ) . احزاب : 25 .
( 8 ) . ينابيع المودة ، ص 94 ، الدر المنثور ، ج 5 ، ص 192 ، روح المعانى ، ج 21 ، ص 156 ، شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 3 كفايه الطالب ، ص 234 .