تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ثعلبى مىگويد : « آيه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام فرود آمده است . » « 1 »

23 . آيه صديقون

: « كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌اند ، راستگويان و راستگارانند . » « 2 » احمد بن حنبل حديث كرده كه آيه در باره على عليه السّلام وارد شده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . التفسير الكبير ، ج 12 ، ص 20 ، مستدرك الحاكم ، ج 3 ، ص 132 ، كنز العمال ، ج 5 ، ص 428 و ج 6 ، ص 391 ، 393 ، 396 . ( 2 ) . حديد : 19 . ( 3 ) . اين روايت در كتاب « الفضائل » از فضايل على عليه السّلام در حديث 154 و 339 آمده است . منهاج السنه ، ج 4 ، ص 60 به نقل از تعليقه شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 224 : حسكانى به سندهاى بسيار روايت كرده كه پيامبر فرمود : « صديقان سه‌اند : حبيب نجّار ، مؤمن آل ياسين ، حزقيل ، مؤمن آل فرعون و على بن ابى طالب سومين و برترين آنها . » الصواعق ص 123 ، تفسير كبير ، ج 27 ، ص 57 ، ذخاير العقبى ص 56 ، الرياض النضره ج 2 ص 153 ، نويسنده گفته است كه احمد در مناقب اين روايت را ذكر كرده است . كنز العمال ، ج 6 ، ص 152 ، فيض القدير ، ج 4 ، ص 137 ، الدر المنثور ، ج 5 ، ص 262 ، سيوطى گفته است كه بخارى حديث را در تاريخ خود اخراج كرده است . على بن ابى طالب - درود خداوند بر او - صديق اكبر ، تميز دهندهء حق از باطل و سلطان ايمان يافتگان است و اين همه به زبان وحى از پيام‌آور خداى جهانيان در خبر است : « به زودى پس از من آشوب خواهد بود ، چون رخ نمود به على بن ابى طالب پناه جوييد كه نخست مؤمن به من است و نخستين كسى كه در رستاخيز دستم به مهر مىفشارد . او تميز دهندهء حق از باطل در اين امت است . على عليه السّلام پادشاه ايمان يافتگان است و مال ، پيشواى منافقان . » اين حديث را ابن حجر در الاصابه ، ج 4 ، ص 171 ، ابن اثير در اسد الغابه ، ج 5 ، ص 287 و ابن عبد البر در استيعاب ج 2 ، ص 657 ، نقل كرده‌اند . مناوى در فيض القدير ، ج 4 ، ص 358 ، از ابو ذر و سلمان روايت كرده كه گفتند : « پيامبر دست على را گرفت و فرمود : « اين مرد نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و نخست كسى كه در قيامت دستم مىفشارد ، او بزرگتر راستكردار و تميز دهنده حق از باطل در اين امت است كه به او ميان حق و باطل تميز مىافتد . سلطان مؤمنان است و مال پيشواى ستمگران . » مناوى گفته است كه طبرانى و بزار از ابو ذر و سلمان ، هيثمى در مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 102 ، طبرانى و بزار از ابو ذر به تنهايى ، متقى هندى در كنز العمال ، ج 6 ، ص 56 ، طبرانى از سلمان و ابو ذر تواما ، بيهقى و ابن عدى از حذيفه ، حديث را نقل كرده‌اند .