رواج داشت و مطالب اصلى آن در بيانيهها و شبنامههايى كه بر ضد خلافت منتشر مىشد ، آمده بود . با انتشار اين كتاب موجى از مخالفت بر ضد نويسنده آن در مصر برخاست و على عبد الرزاق محاكمه و از كار قضاوت بر كنار شد . متن اين محاكمه نيز در كتابچهاى با نام محاكمهء على عبد الرزاق ، به چاپ رسيد .
پس از انتشار كتاب ، بسيارى از متفكران جهان اسلام به نقد تفكر حاكم در آن پرداختند ؛ از آن جمله مىتوان به كتاب نقض كتاب الاسلام و اصول الحكم ، نوشته شيخ محمد الخضر حسين اشاره كرد . به جز آثارى كه مستقيم در رد آن كتاب نوشته شد ، بسيارى از نويسندگان مسلمان مصر و كشورهاى ديگر به نگارش آثارى در زمينه حكومت اسلامى روى آوردند .
در واقع بازخورد آن كتاب ، پديد آمدن كتابهاى فراوانى در اين موضوع بود ، كه از آن جمله مىتوان به آثار رشيد رضا و انديشههاى وى درباره حكومت اسلامى اشاره كرد . مرحوم حميد عنايت نيز شرحى جامع درباره زمينههاى فكرى انحلال خلافت و طرح آرا و انديشههاى سياسى جديد اسلامى از جمله انديشههاى رشيد رضا در باب حكومت اسلامى به دست داد . « 1 »
همچنين براى شناخت واكنش مسلمانان به اين قبيل افكار مىتوان به كتاب الدولة و الخلافة فى الخطاب العربى أبّان الثورة الكمالية فى تركيا مراجعه كرد كه مجموعهاى است از نوشتههاى رشيد رضا ، على عبد الرزاق و عبد الرحمن الشهبندر . « 2 »
از آن پس ، برخى دانشمندان اسلامى ، كه سخت به نظريه يگانگى دين و سياست باور داشتند ، با نگارش آثار گوناگونى كوشيدند تا نشان دهند اسلام نه تنها يك دين سياسى است ، بلكه نظام حكومتى نيز دارد . شايد از مفصلترين آثار كه با رويكرد تاريخى به گذشته نوشته شد ، همين كتاب التراتيب الاداريه ، اثر عبد الحى كتانى از عالمان برجسته و سياستمداران مغرب ، باشد . اين كتاب در سال 1346 ق ، يعنى سه سال پس از تأليف كتاب الاسلام و اصول الحكم على عبد الرزاق نوشته شد .
افزون بر اين كتاب ، بسيارى از آثار گذشتگان در باب حكومت ادارى اسلام كه در طول خلافت عباسى ، مماليك و عثمانى ، درباره حكومت اسلامى از ديدگاه فقهى نوشته شده بود ، تصحيح و منتشر شد .
هامش
( 1 ) . عنايت ، حميد ، انديشه سياسى در اسلام معاصر ، ترجمه بهاء الدين خرمشاهى ، ص 196 - 199 .
( 2 ) . به كوشش وجيه كوثرانى ، بيروت : دار الطليعه ، 1996 م .