پيغمبر ( ص ) در اردوگاه منادى فرستاد كه هر كس منزل ديگران را تنگ كند يا راه را ببندد ، جهادش جهاد نيست . از اين حديث معلوم مىشود كه حضرت ، حتى در برپا كردن چادرهاى سفرى هم به نظم دلبستگى داشته ، پس به طريق اولى نظم در خانهسازى را نيز دوست داشته است .
دربارهء عمر آمده است كه وقتى اجازهء بناى كوفه و بصره را داد ، به دستور وى خيابانهاى چهل ذراعى و بيست ذراعى ، و كوچههاى نه ذراعى و تقاطعهاى شصت ذراعى طراحى كردند ، و مسجد جامع را وسط شهر كه خيابانها از آنجا متفرع مىشد بنا كردند . اين نشان مىدهد كه در صدر اول ، روش مهندسى در سفر و حضر و نقشهكشى رايج بوده است .
نيز دربارهء عمر آوردهاند كه در سال هفدهم هجرى به شام آمد و اردوهاى زمستانى و تابستانى تشكيل داد و جاهاى آسيبپذير و خطوط دفاعى و نقاط نظامى را استوار كرد . در فتوح البلدان آمده است كه پس از فوت يزيد بن ابى سفيان ، معاويه در نامهاى خطاب به عمر ، خرابى وضع شام را ( از لحاظ دفاعى ) توصيف نمود . عمر در جواب نوشت : « جنگندگان را در حريم قلعهها بگمار و بر ديدگاهها نگهبان بگذار كه هرگاه لازم شد چراغ بيفروزند كه پيش آمدن دشمن را سريعا خبر دهند » . اين داستان بر مهندسى نظامى دلالت مىكند .
در فتوح البلدان نيز آمده است كه عمر ، اصلاح راهها و پلها را بر عهدهء اهل ذمه گذاشت . در راهها ميلهايى نصب مىشد كه مسافت طى شده سه هزار ذراع را نشان مىداد . « 1 » در خطط مقريزى « 2 » آمده است : برگرد خانهء عبد العزيز بن مروان والى ، هر روز هزار ديگ نصب مىشد و يكصد ديگ را بر روى چرخ در قبايل مىگرداندند ( كه هر كس خواهد خوراكى برگيرد ) ، و اين نشان مىدهد راههاى تراشيده و سنگفرش شده وجود داشته است .
( 1 )
قسمت غنايم
اموال خيبر كه بين اصحاب پيغمبر تقسيم شد ، به يك هزار و چهارصد مرد ، هر كدام يك سهم و به دويست اسب هر كدام دو سهم رسيد .
( 2 )
حسبه و محتسب
پيغمبر ( ص ) بر فروشندهء جنس خوراكى گذشت كه كالايش به صورت توده و خرمن بود . پس
هامش
( 1 ) . ر . ك : فيّومى ، المصباح المنير .
( 2 ) . مقريزى ، الخطط ، ج 1 ، ص 339 .