نجاشى پرسيد : دربارهء عيسى و مادرش چه مىگوييد ؟ جعفر گفت : همان را مىگوييم كه خدا گفته ، عيسى روح خدا و كلمهء خداست كه به دختر بكر پارسا القاء شد . در حالى كه بشرى آن دختر را لمس نكرده و فرزندى را بر او تحميل ننموده است .
نجاشى پاره چوبى از زمين برداشت و گفت : اى حبشيان و اى كشيشان و راهبان به خدا بر آنچه ما مىگوييم ، بيش از اين نيفزودهاند . آفرين بر شما مسلمانان و بر آن كس كه از نزد او آمدهايد . گواهى مىدهم كه او فرستاده خداست كه در انجيل مىيابيم و همان رسولى است كه عيسى آمدنش را بشارت داد . اى مسلمانان ، هرجا مىخواهيد منزل كنيد . به خدا اگر در اين موقعيتى كه هستم نبودم ، كفشدار پيغمبر شما مىشدم .
سپس نجاشى دستور داد هديه قريشيان را پس بدهند و عبد اللّه بن مسعود زودتر برگشت و به جنگ بدر رسيد . به گمان ابن مسعود ( يا : طبق اطمينانى كه ابن مسعود مىدهد ) وقتى خبر مرگ نجاشى به حضرت رسيد براى وى استغفار فرمود .
الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: محمد بن فارس الجميل
ص٩٥