مىكند ؟ گفتند : يكتاپرستى و ردّ آنچه پدرانمان مىپرستيدند و نماز گزاردن و اداى امانت و پاكدامنى . نجاشى گفت : به خدا اين ( نور ) از چراغدانى برآمده كه امر موسى عليه السّلام برآمد .
عمرو عاص وقتى چنين ديد گفت : اينها مىپندارند يا مدعى هستند كه معبود تو « عيسى » بندهاى بيش نبوده است . نجاشى از جعفر و يارانش پرسيد دربارهء عيسى بن مريم چه مىگوييد ؟ گفت : مىگوييم او بندهء خدا و فرستادهء خدا و روح خدا و كلمهء خداست كه به مريم باكره پارسا القاء شده است . نجاشى دست خود را به زمين دراز كرد و پاره چوبى برداشت و گفت : به خدا عيسى بر آنچه گفت ، به اندازهء اين چوب فزونى ندارد . بزرگان حبشه گفتند : اگر مردم اين را بشنوند تو را خلع مىكنند . نجاشى گفت : به خدا نظرم دربارهء عيسى ، همين است و بس . هرگاه از بيم مردم عقيدهام را عوض كنم ، پس نسبت به مردم مطيعترم تا خداوند و معاذاللّه كه چنين باشد . هديهء اين مرد را پس دهيد كه به خدا اگر برابر يك كوه طلا به من رشوه بدهيد ، قبول نمىكنم .
الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: محمد بن فارس الجميل
ص١١١