خواهم كرد . » « 1 » سپس دست چپش نيز بركندند ، هيچ نهانگاشت . آواز داد كه :
« جانا ! زكافران مهراس ، دل به رحمت جبار خوشدار و به بودن با پيامبر مهتر برگزيده
آفريدگارا ! دستچپم از سرستمكارى كندند ، به آتش سوزان دراندازشان . » « 2 » [ وصف ] اين گوشه از شخصيت ابوالفضل را همينجا كه شخصيت زيباى شگفتش آشكار شد پايان مىدهم . شخصيتى كه حاصل همهء عواملى است كه بر هم اثر كردند و يكديگر را كمال بخشيدند .
اين عوامل چهاند ؟ و شخصيت ابوالفضل عباس عليه السلام چگونه شكل گرفت ؟ و چگونه از آن براى زندگانيمان چيزى برگيريم تا پا از طبيعت محدودمان فراتر نهيم وچرخى در افقهاى بلند اين نمونههاى و الا بزنيم ؟
هامش
( 1 )واللَّه ان قطعتم يميني * اني احامي ابداً عن ديني
و عن امام صادق اليقين * نجل النبي الطاهر الأمين( 2 )يا نفس لا تخشى من الكفار * وابشرى برحمة الجبار
مع النبى السيد المختار * قدقطعوا ببغيهم يسارىفأصلهم يا ربّ حرّ النّار