را از آن مستوره پسرى به وجود آمده . . . . و او مولود را هم نام مولاناى مزبور گردانيده » « 1 »
« فرمود « 2 » : جناب امير سيّد محمّد در وقتى مراجعت از كربلاى معلّا به اصفهان رسيده و يكى از بنات مردى را از متوطّنان آن بلده كه اشعار بسيار در مناقب ائمّهء اطهار انشاء كرده و « لوحى » تخلّص مىنموده به حبالهء نكاح در آورده و چون از آن مستوره حضرت حقّ تعالى اين پسر به مشار اليه عطا فرمود ، بنابر اشارهء آن صالحه فرزند خويش را به اين نام مسمّى گردانيد » « 3 »
مطلب سوم : زادگاه مرحوم مير لوحى و وطن اصلى پدرش :
چنانچه از سخنان صاحب « ابيات المختار و انيس الابرار » و صاحب « صحيفة الرّشاد » كه هر دو و پدرانشان با مرحوم مير لوحى و پدرشان شناخت كامل داشتهاند روشن مىگردد : مرحوم مير سيّد محمّد پدر مرحوم مير لوحى از سبزوار بوده و مدّتى در كربلا و پس از مراجعت به ايران در اصفهان مانده و دختر مولانا لوحى را به حبالهء نكاح درآورد :
« چو از غايت محبّتى كه به دوستان آباء و اجداد خويش داشته به مصاهرت مولانا لوحى كه از محبّان صادق اهل البيت بوده و اوقات
هامش
( 1 ) . « ابيات المختار و انيس الابرار » به صفحهء 41 همين مقدّمه رجوع شود .
( 2 ) . يعنى : مير محمّد جعفر پدر مير محمّد زمان كه از اوتاد علماى آن عصر بوده .
( 3 ) . « صحيفة الرّشاد » به صفحهء 53 همين مقدّمه رجوع شود .