دختر او را براى همسرى انتخاب مىكند ، و آنچنان روح بلند غرق در ولايت ائمه عليهم السّلام كه او داشته مورد اهمّيت بوده كه افتخارا نام اين فرزندزادهاش را « مير لوحى » مىگذارند و ديگران از اين تسميه تعجّب كرده ، چون بىسابقه بوده پس سؤال از وجه تسميه مىكنند ( چنان چه نقل آن از « صحيفة الرّشاد » « 1 » و « ابيات المختار » « 2 » گذشت ) ، پس « لوحى » شاعرى بزرگ از شعراء آن عصر بوده كه نويسندگان شرح حال شعراء به شرح حال او پرداختهاند ، نه درويش ، كه شرح دراويش و گدايان را در كتابها نمىنويسند ، بلكه بزرگانى كه در فنّى از فنون علمى يا ادبى برجستگى داشتهاند . . .
صاحب « تذكرهء نصرآبادى » در تعبير خود از « ملّا لوحى » كه از دراويش بوده ، ممكن است تحت تأثير جوسازىهاى دشمنان مرحوم مير لوحى قرار گرفته باشد ، كه بعدا دشمنىهاى آنها از قول معاصرينش نقل مىشود ، و يا آنكه همان دشمنان در نسخهء « تذكرهء نصرآبادى » دست تحريف برده ، و براى خدشه وارد كردن در شخصيّت مير لوحى اين كلمه را اضافه كرده باشند ، و يا اشتباهات ديگرى .
عبارت « ابيات المختار » و « صحيفة الرّشاد » را در اين باب مكرّرا ذكر مىكنيم تا شخصيّت مرحوم ملّا لوحى مادح اهل البيت - صلوات اللّه عليهم - روشنتر شود .
« [ وى ] « 3 » از غايت محبّتى كه به دوستان آباء و اجداد خويش داشته به مصاهرت مولانا لوحى كه از محبّان صادق اهل البيت عليهم السّلام بوده و اوقات صرف مناقب ايشان مىنموده ميل فرموده و يكى از بنات او را به حبالهء نكاح درآورده و بعد از فوت مولاناى مذكور او
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به صفحهء 52 همين مقدّمه .
( 2 ) . رجوع كنيد به صفحهء 40 همين مقدّمه .
( 3 ) . يعنى : سيّد محمّد پدر مير لوحى .