تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
كردى كه روح آدمى در حالت خواب به كجا مىرود بدان كه روح تعلق مىگيرد به ريح ( يعنى : به باد ) و باد متعلق مىشود به هوا تا زمان بيدارى ، پس اگر حقّ تعالى اجازت دهد روح را به بازگشتن به بدن مىكشد روح ، ريح را و مىكشد ريح هوا را پس بازگشت مىنمايد روح به تن و ساكن مىگردد در بدن و اگر اذن ندهد حضرت ذو المنن روح را به بازگشتن به تن ، مىكشد هوا ريح را و جذب مىنمايد ريح روح را ، پس روح به صاحب خود عود نمىنمايد مگر وقتى كه مبعوث شود ، امّا آنچه گفتى از ياد و فراموشى « 1 » ، پس به تحقيق كه دل مرد در حقّه‌اى است و بر آن حقّه سرپوشى است ، پس اگر آدمى صلواتى تمام و كامل بفرستد بر محمّد و آل محمّد - صلوات اللّه عليهم اجمعين - منكشف مىگردد و برداشته مىشود آن سرپوش از آن حقّه و دل روشنى مىيابد و فراموش شده را به ياد مىآورد و اگر بر محمّد و آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صلوات نفرستد يا صلوات فرستادنش ناقص باشد منطبق مىگردد آن طبق بر آن حقّه و مىپوشاند آن سرپوش آن حقه را كه دل در آن منزل دارد و تيرگى و كدورت و تاريكى و ظلمت دل را حاصل مىشود و آنچه در خاطر داشته فراموش مىكند ، و امّا آنچه گفتى كه : چرا مولود گاه مانند مىباشد به اعمام و گاه مشابهت مىدارد به اخوال ؟ پس به درستى كه مرد هرگاه با دل ساكن و رگهاى آرميده و بدن غير مضطرب با اهل خود نزديكى نمايد و در آن حال نطفه در جوف رحم جاى گيرد فرزند كه متولّد مىگردد شبيه به پدر و مادر مىباشد و اگر با اهل خود مقاربت نمايد در حالتى كه دل غير ساكن و عروق غير آرميده و بدن مضطرب باشد ، مضطرب مىگردد آن نطفه ، پس واقع مىشود در حال اضطرابش بر بعضى از رگها پس اگر واقع شود بر رگى از رگهاى اعمام ، شبيه مىباشد ولد به اعمامش و اگر واقع شود بر رگى از رگهاى اخوال شبيه
هامش
( 1 ) . نسخه بدل : ياد داشتن و فراموش كردن .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 506 | مير لوحى