5 - « مشاين اصفهان » :
« به خدا سوگند كه كسانى كه با آن سيّد صالح عداوت مىنمودند و زبان به بدگويى مىگشودند ، چون تحقيق كردم يا به الحاد و فساد اعتقاد موصوف بودند يا به سوء ولادت و خبث طينت مشهور و معروف ، يا راشى يا مرتشى يا بينهما ماشى ، يا آكل سحت و ربا يا سارق و خائن و بىحيا ، اكثر كاذب و نمّام و مفترى ، و بيشتر در مقام مردم فريبى و حيلتگرى ، همه مايل به سرود و غناء و سراسر بندهء نفس و هوا ، تمام راغب به لهو و لعب و جميع به اعمال شنيعه مرتكب ، همه عارى از حليهء ايمان و مجموع مستغرق بحر عصيان ، تمام گرفتار به علّت « 1 » نادانى . » « 2 »
6 - « خلاصة الفوائد » :
« و حق اين است كه ملاحده در عالم بسيارند و فسّاق و فجّار در جهان بىشمار ، و طايفهء اولى با مقيّدان شريعت غرّا به سبب مخالفت عقيدت در غايت دشمنى و عداوت . . . . لهذا ملحدان شيعهنما در هر جا كه بودند زبان به غيبت و منقصت سيّد مزبور مىگشودند و فسقه و فجره و احمقان و سفيهان تتبّع آن طايفهء فاسد عقيده مىنمودند ، امّا همواره زبان حال صاحبان كمال و دوستان آل ، به جهت تسلّى آن سيّد فرخنده فال ، به مضمون اين مقال ناطق بود :
هامش
( 1 ) . علت : بيمارى .
( 2 ) . « مشاين اصفهان » به نقل « خلاصة الفوائد » .