زنده بود و اسلام آورده .
چهل و هفتم ، ابو بكر گفت : ان لى شيطانا ، يعترينى .
چهل و هشتم ، او گفت : اقيلونى ، لست بخيركم ، و على فيكم . و امثال اين جمله دلالت بر بطلان خلافت و امامت اوست .
چهل و نهم ، كشف خانه فاطمه كرد و بىاذن او در رفت و فرمود كه ديگران درآيند .
پنجاهم ، فرمود كه فاطمه را بزدند .
پنجاه و يكم ، محسن نام فرزند را در شكم بكشتند .
پنجاه و دوم ، ميراث رسول از فاطمه بازگرفتند و نحلهء رسول كه آن فدك بود از او و از اولاد او بازستدند .
پنجاه و سوم ، انفال و خمس از اهل بيت بازبريدند .
پنجاه و چهارم ، فاطمه عليها السّلام متوفى شد بر ايشان خشمناك .
پنجاه و پنجم ، بر جنازهء فاطمه حاضر نشدند .
پنجاه و ششم ، خالد بن وليد را امر كردند تا امير المؤمنين را بكشد .
پنجاه و هفتم ، ابو بكر روايت كرد از رسول كه : ان الانبياء ، لا يورثون . بخلاف نصوص قرآن .
پنجاه و هشتم ، از اذان دو كلمه كم كردند .
پنجاه و نهم ، بدعت مسح خفين نهادند .
شصتم ، در نماز دستها بر سينه گرفتن را سنت نهادند براى احياء مذهب يهود .
شصت و يكم ، قنوت و رفع يدين عند التكبير بينداختند در نماز .
شصت و دوم ، پدر را چون جد گردانيدند در ميراث .
شصت و سوم ، مغيره را امين ساختند به تأليف قرآن و اكثر روايت آن است كه اين را عثمان كرد .
شصت و چهارم ، هر كه آيتى آوردى ده گواه از وى طلب كردى .
شصت و پنجم ، درى كه رسول بر ايشان بسته بودند بگشادند .
شصت و ششم ، گويند دو مطلقه را از زنان رسول صلّى اللّه عليه و آله به زنى گرفتند .
شصت و هفتم ، زنان رسول را از ميراث او محروم كردند رد بر قرآن .
شصت و هشتم ، فجاءه بر ابو بكر بيعت نكرد و گفت : ان قلت : هذا الامر ، بقرابة
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص١٢٢