بيست و ششم ، هرگز تجهيز لشكرى نكردند .
بيست و هفتم ، رسول هرگز ايشان را خليفه نكرد در مدينه و غيرها .
بيست و هشتم ، با رسول قرابت نداشتند .
بيست و نهم ، هرگز جملهء قرآن نخواندند .
سىام ، ابو بكر و عمر قرآن را تأليف نكردند براى امت .
سى و يكم ، ايشان رسول را داماد نبودند .
سى و دوم ، آخر عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله نزد او نبودند .
سى و سوم ، انجاز مواعيد رسول نكردند .
سى و چهارم ، به احتضار و غسل و دفن رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر نيامدند و مدد آن كار نكردند بلكه به سقيفه رفتند تا فرصت جاه دنيا فوت نشود .
سى و پنجم ، سلاح و رايت و عمامه و ردا و خاتم رسول پيش ايشان نبود .
سى و ششم ، رسول ابو بكر را از محراب دور كرد عند الوفات .
سى و هفتم ، اتفاق نيست امت را بر ايمان و اسلام ايشان .
سى و هشتم ، بنو هاشم و سعد عباده با خزرجيان بر ايشان بيعت نكردند .
سى و نهم ، زبير بر او شمشير كشيد و ابا از بيعت او كرد .
چهلم ، ابو ذر و عمار و سلمان و مقداد بر ايشان بيعت نكردند .
چهل و يكم ، بنو حنيفه امامت ابو بكر را انكار كردند و به او زكات ندادند تا ايشان را اهل رده نام كردند .
چهل و دوم ، خالد بن وليد را به حرب ايشان فرستاد و او به ايشان قتال نمود و مقاتلان ايشان را به قتل آورد و زنان و فرزندان ايشان را اسير كرد و در همان شب كه مالك بن نويره را كه بزرگ ايشان بود بكشت با زن او زنا كرد و اموال آن قبيله را غارت كردند و قسمت نمودند .
چهل و سوم ، امامت ايشان بنص خدا و رسول نبود .
چهل و چهارم ، حسن بن على عليهما السّلام ابو بكر را از منبر به زير كشيد روز اول كه بر منبر رفت .
چهل و پنجم ، بلال بانگ نماز و قامت نگفت و براى ابو بكر بيعت نكرد .
چهل و ششم ، بر پدر خويش امير شد به خلاف قول خدا و رسول و پدر او در آن زمان
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص١٢١