چون روزانه « 1 » ديگر مردم را بخوانى ، مرا نيز بازخوان تا در حضور جمع اتفاق بيعت افتد .
مروان گفت : اى أمير اين عذر مپذير وچون بيعت نكند ، حالي « 2 » كه تو را رسد ، خون أو بريز .
أبو عبد اللّه در خشم شد وگفت : ويل لك يا بن الزّرقاء ، « 3 » به قتل من همىگويي گويى « كذبت « 4 » واللّه » . آنگاه روى جانب وليد كرد وفرمود : « 5 » اى أمير ! هرآينه ما أهل خانهء نبوت ومعدن رسالتيم وخانهء ما جاى آمد وشد فريشتگان است . خداى تعالى همهء آفرينش به ما بگشود وبه ما ختم كرد وتو خود دانى كه يزيد مردى است بزهكار وشرابخوار ، به قتل وازهاق « 6 » نفوس ، حريص ، وبه فسق وفجور ، معروف وچون منى با چون اويى ، بر چه صفت بيعت كند ؟ ! ولى يك امشب سرآيد « 7 » وتا بامداد در كار خويش انديشه كرده شود وشما نيز شب سر آريد ودر كار خويش انديشه كنيد تا دانسته شود كه به خلافت رسول كه سزاوار باشد ؟ آنگاه بخاست وبيرون شد .
مروان گفت : اى أمير ! مرا عصيان كردى وزود باشد كه پشيمان شوى .
وليد گفت : واي بر تو ! مرا به كشتن حسين همىگويي ؟ ! كارى كه دين ودنيا بر سر أو رود وكس در آن روى نيكى نبيند ! لا واللّه خداى داند دوست ندارم كه پادشاهى
هامش
الشريف الرضى ، قم ، 1414 ه . ق .
( 1 ) . هنگام روز .
( 2 ) . اكنون كه مىتوانى
( 3 ) . زرقاء دختر موهب از زنان بدكاره بود چنانكه ابن أثير در الكامل ج 4 / 75 ذكر كرده است .
( 4 ) . در اللهوف : ولؤمت ، اضافه دارد .
( 5 ) . مقتل الحسين خوارزمي ج 1 / 184 ، مكتبة المفيد ، قم ؛ مقتل أبى مخنف ص 81 ؛ تاريخ طبري ج 3 / 270 ؛ الفتوح ابن اعثم كوفي ( ق 4 ) ترجمه محمد بن أحمد مستوفى هروى ( ق 6 ) ص 822 و 823 تصحيح غلام رضا طباطبايى مجد ، انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى ، 1372 ش .
( 6 ) . نابود كردن
( 7 ) . سپرى شود .