ديگر سوى نهاديم وخاندان تو را برانداختيم . گويم : دور شويد وديگر سو رويد .
همه بازگردند وبسى تشنه باشند وتيرهروى شوند . آنگاه سيم رايت فراز آيد طايفهاى كه نور از ايشان بالا گيرد . گويم : شما چه كسانيد ؟ گويند : ما خداى پرستيم واز امّت احمديم . أو را وخاندان أو را به دست ودل وزبان يارى كرديم وبا خصمان ايشان در انداختيم . گويم : شاد باشيد كه من پيمبر شمايم وشما در آن جهان « 1 » هم بر اين صفت بوديد ، خوش باشيد ودرآييد ، وهمگان را از آب كوثر بنوشانم وايشان بازگردند وهمه سيراب باشند وگونههاى ايشان فروزان بود . « 2 »
وچون عموم مردم از اينگونه سخن ، بسى شنيده بودند واز سلفى به خلفي رسيده بود ، هميشه از شهادت حسين سخن مىزدند وبسى عظيم مىشمردند ومترقّب وقت بودند .
هامش
( 1 ) . أصل : جنان
( 2 ) . اين روايت را سيد بن طاووس در اللهوف ص 95 به تفصيل آورده است .