رنجهاى بسيار بوده است .
پدر وى از خاندانى تجارت پيشه وصرّاف بود .
سال تولد وى را حسب قرائن تاريخي مىتوان 1210 هجرى قمري حدس زد .
وى دوران جوانى را به تحصيل علوم ديني وأدبي وعربى گذراند . ليكن در أواسط عمر شغل پدران خود يعنى تجارت وصرّافى را پيش گرفت .
در آغاز دوران شباب وعنفوان جوانى با حاجى ميرزا آقاسى صدر أعظم زمان محمد شاه روابط حسنه داشت ، ولى بر سر مزرعهء كبوتر خان كه از بلوك غار بود ودر اجارهء ميرزا مهدى قرار داشت ، آن ملك را به قهر واجبار از وى گرفت وبا أو كشمكش ودرگيرى پيدا كرد وبه ناچار همراه با خانوادهاش به شيراز مهاجرت كرد .
پس از مرگ محمد شاه وبركنارى حاجى از مقام صدارت ، به تهران بازگشت . ولى چون پيش از اين كدورتى نيز با ميرزا تقى خان أمير كبير وزير عصر داشت ، به بارگاه أو نيز تقرب نيافت ومدتي پس از مرگ أمير كبير وصدارت ميرزا آقا خان نوري به مرض سل درگذشت .
از ميرزا محمد مهدى ، دو اثر ياد شده يكى دستور الاعقاب است كه در هجو وطعن حاجى ميرزا آقاسى وپارهاى مباحث تجارت نوشته شده كه به قرار مسموع ، توسط دوست دانشور جناب آقاى سيد على آل داوود با نسخى چند مقابله وبه دست چاپ سپرده شده .
كتاب ديگر وى كفاية العرفان در علم اخلاق وعرفان است كه در سال 1303 بازنويسى شده « 1 » كه نسخهاى از آن به شمارهء 420 در كتابخانه ملى موجود
هامش
( 1 ) . برخى به اشتباه اين اثر را از محمد مهدى خان بدايعنگار منشى تفرشى لاهوتى ( 1279 - 1360 ) دانستهاند .
صاحب ريحانة الأدب ( ج 5 / 120 ) در شرح آثار وى چنين كتابي از أو ياد نكرده . جالب اينكه وى لقب بدايعنگار را از ناصر الدين شاه گرفته وجالبتر اين كه وى پسرى أديب به نام محمد إبراهيم داشته كه كتابي به نام ملستان بر سبك -