شناسد ؟
طرمّاح گفت : نعم يا بن رسول اللّه ، وپيش دويد واين رجز مىگفت :
يا ناقتي لا تذعري من زجري * وامضى بنا قبل طلوع الفجر « 1 »
بخير فتيان وخير سفر « 2 » * آل رسول اللّه آل الفخر « 3 »
السّادة البيض الوجوه الزّهر * الطاعنين بالرّماح السّمر « 4 »
الضّاربين بالسّيوف البتر * حتّى تحلّى بكريم النجر « 5 »
الماجد الجدّ الرّحيب الصّدر * اصابه اللّه بخير امر « 6 »
عمّره اللّه بقاء الدّهر * يا مالك النّفع معا والضّر « 7 »
امدد حسينا سيّدى بالنصر * على الطّغاة من بقايا الكفر « 8 »
على اللّعينين سليل صخر * يزيد لا زال حليف الخمر
وابن زياد عهر بن العهر « 9 »
وأبو عبد اللّه همىرفت تا به قصر بنى مقاتل « 10 » رسيد وبدان جا فرود آمد . خرگاهى برافراشته ديد ، از آن بپرسيد . كسى گفت : عبيد اللّه بن الحرّ الجعفي است . أو را بخواند .
هامش
( 1 ) . اى شتر ! از اين نحو راندن نترس وپيش از دميدن بامداد ما را به مقصد برسان .
( 2 ) . كه اينان بهترين جوانان وبهترين مسافرانند .
( 3 ) . خاندان رسول خدا وخاندان فخر وشرفند .
( 4 ) . بزرگان سفيدروى وروشنچهره ، نيزهدارانى با نيزههاى گندمگون .
( 5 ) . شمشيرزنان با شمشيرهاى تيز تا فرود آيى نزد كريمانى پاكنژاد .
( 6 ) . بزرگوار وآزاد وگشادهسينه كه خداوند به بهترين كار دچارشان كرده است .
( 7 ) . تا روزگار است ، خدايش طول عمر دهاد ، اى كه تو صاحب هر سود وزيانى .
( 8 ) . سرورم حسين را با نصرت خود مدد رسان تا بر سركشان وباقي كفّار دراندازد .
( 9 ) . ياريم ده تا بر دو نفرينشدهء فرزند أبو سفيان ، يزيد كه دائم الخمر است وابن زياد كه زادهء زنا ومولود بستر حرام است ، پيروز شوم .
ر . ك : تاريخ طبري ج 3 / 307 با اندك تفاوت ؛ وقعة الطف ص 173 .
( 10 ) . محلى است بين قطقطانه وعين التمر نزديك كوفه كه حضرت در آنجا توقف كوتاهى كرد . معجم البلدان ج 4 / 364 .