بودهاند - نيز هفتصد هزار نفر باشند تقريبا از اين 140 ميليون ، 5 / 1 ميليون حق مالكيت داشته و « ديگران همه » از اين حق طبيعى خداداد محروم بودهاند . « 1 »
پيشهوران و كشاورزان كه از تمام مزاياى حقوقى محروم بودند ، بار سنگين مخارج اعيان و اشراف را بر دوش داشتند و در حفظ اين اوضاع سودى گمان نمىبردند ، لذا بسيارى از كشاورزان و طبقات پست و پايين اجتماع ، كارهاى خود را ترك كرده و براى فرار از مالياتهاى كمرشكن ، به ديرها پناهنده مىشدند . « 2 »
مؤلف كتاب ايران در زمان ساسانيان ، پس از آنكه از بدبختى كشاورزان و كارگران ايران مىنويسد ؛ از قول يكى از مورخان غرب به نام « اميان مارسيلينوس » چنين نقل مىكند :
كشاورزان و كارگران ايران در زمان ساسانيان در نهايت ذلت و خوارى و بدبختى به سر مىبردند . در موقع جنگ ، پياده از عقب لشكر حركت مىكردند . طورى آنان را خوار و بىارزش مىشمردند كه گويا بردگى براى هميشه بر ايشان نوشته شده است و هيچ اجر و مزدى در مقابل كار خود دريافت نمىكردند . « 3 »
در امپراتورى ساسانى ، تنها اقليتى كمتر از 5 / 1 % از جمعيت ، صاحب همه چيز بودهاند ، ولى بالغ بر 98 % مردم ايران ، همانند بردگان حق حيات نداشتند .
حقّ تحصيل ويژهء طبقات ممتاز بود
در دورهء ساسانيان ، تنها اطفال توانگران و خاندان جاه و نعمت ، حقّ تحصيل علم داشتند . توده و طبقات متوسط از دانش و كسب فضيلت محروم بودند .
اين عيب بزرگ در فرهنگ ايران باستان ، به قدرى واضح و روشن است كه حتى
هامش
( 1 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 ، ص 6 - 24 .
( 2 ) . لما ذا خسر العالم بانحطاط المسلمين ، ص 70 - 71 .
( 3 ) . ايران في عهد الساسانيين ، ص 424 .