اسلام ، تمام اين بحثهاى بىاساس را درباره اراده و مشيت عيسى عليه السّلام از بين برد ، و در شناسايى مسيح چنين فرمود :
مسيح فرزند مريم پيامبرى بيش نبود كه پيش از وى پيامبران آمده بودند و مادر وى زن پاكدامن و راستگويى بود ؛ در عين حال هر دو غذا مىخوردند و بشر بودند . « 1 »
اين آيه ، بسيارى از مباحث بيهودهء رجال كليسا را درباره روح و خون و هويّت عيسى خاتمه داد . چنان كه با تعاليم عالى و زنده كردن ملكات فاضله ، بشر را از ماجراجويى و خونريزى بازداشت .
ايران يا مهد تمدن آن روز
علّتى كه ايجاب كرد كه ما اوضاع روم را بررسى كنيم ، همان نيز مىطلبد كه اوضاع ايران آن روز را از نظر خوانندگان بگذرانيم ، ولى بايد به اين نكته توجه نمود : اگر ما نقاط ضعف كشور نياكان خود را بيان كرديم ، نظرى جز تحليل حقايق و پى بردن به ارزش تعاليم عالى اسلام نداريم . غرور ملى و علاقه به آب و خاك ، نبايد مانع از واقعبينى گردد . ما در عين اينكه كشور خود را دوست داريم ، ولى از گفتن حقايق و تشريح عقايد خرافى و بيان نظام فاسدى كه در ايران معاصر با ظهور اسلام حكومت مىكرد پروايى نداريم و در اينجا همان جمله را بازگو مىكنيم كه « ارسطو » درباره مخالفت خود با استاد خود « افلاطون » گفت :
افلاطون را دوست دارم ، ولى حقيقت را بيش از او دوست دارم .
نقطه ضعف حكومت ايرانيان آن روز همان حكومت استبدادى و حكومت فردى آن بوده است . به طور مسلم عقل و تدبير يك نفر ، با تدبير گروهى يكسان نيست .
سازش كارى و اعمال زور در حكومتهاى دسته جمعى كمتر است . از اين جهت عظمت و سيادت يا ضعف و زبونى ايرانيان ، با ضعف و يا توانايى دستگاه حاكمهء
هامش
( 1 ) .مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ« مائده ( 5 ) آيه 75 » .