شركت وحشى در نبرد مسيلمه مطلبى است كه خود او ادعا مىكند ، ولى ابن هشام مىگويد : وحشى در پايان عمر بسان زاغ سياهى بود كه پيوسته بر اثر شرابخوارى مورد تنفر مسلمانان بود و مرتب حد شراب بر او جارى مىشد و بر اثر عملهاى ناشايست ، نامش را در دفتر ارتش خط كشيدند و عمر خطاب مىگفت : قاتل حمزه نبايد در سراى ديگر رستگار گردد . « 1 »
4 . امّ عمارة : بىترديد ، جهاد ابتدايى براى زنان در اسلام حرام است . از اين رو هنگامى كه نماينده زنان مدينه ، به حضور پيامبر اكرم شرفياب شد و دربارهء اين محروميت با پيامبر سخن گفت و اعتراض كرد كه ما تمام كارهاى شوهران را از نظر زندگى تأمين مىكنيم و آنان با خاطر آرام در جهاد شركت مىنمايند ، ولى ما جامعه زنان از اين فيض بزرگ محروميم .
پيامبر از طريق وى به جامعهء زنان مدينه پيام داد و فرمود : اگر چه روى يك سلسله علل فطرى و اجتماعى ، از اين فيض بزرگ محروم شدهايد ، شما مىتوانيد با قيام به وظايف شوهردارى فيض جهاد را درك كنيد . آنگاه اين جمله تاريخى را فرمود :
و إنّ حسن التّبعل يعدل ذلك كله ؛ قيام به وظايف شوهردارى به وجه صحيح با جهاد « فى سبيل اللّه » برابرى مىكند .
ولى گاهى برخى از بانوان تجربه ديده ، براى كمك به جنگآوران اسلام ، همراه آنان از مدينه بيرون مىآمدند و با سيراب كردن تشنگان ، و شستن لباسهاى سربازان و پانسمان كردن زخم مجروحان به پيروزى مسلمانان كمك مىكردند .
امّ عمارة كه نام وى « نسيبه » است ، مىگويد : من براى رسانيدن آب به سربازان اسلام در « احد » شركت كردم ، تا آنجا كه ديدم نسيم فتح به جانب مسلمانان وزيد . اما چيزى نگذشت كه يك مرتبه ورق برگشت . مسلمانان شكست خورده پا به فرار گذاشتند . جان پيامبر در معرض خطر قرار گرفت ، وظيفه خود ديدم تا سر حدّ مرگ ، از
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 69 - 72 .