اصول و عقايد جهان مسيحيت مطابقت ندارد و وجود چنين افرادى براى آيين رسمى كشور شما ، خطرناك است و شما مىتوانيد از آنان بازجويى كنيد .
زمامدار باهوش حبشه ، اين بار نيز از در تحقيق و بررسى وارد شد . دستور داد تا هيئت مهاجران را احضار كنند . مسلمانان با خود در علت احضار مجدد ، فكر مىكردند . گويا به آنان الهام شده بود كه غرض از آن ، سؤال از عقيدهء مسلمانان ، دربارهء پيشواى مسيحيان خواهد بود . اين بار نيز ، جعفر سخنگوى جمعيت معرفى شد . او قبلا به دوستان خود قول داده بود كه آنچه از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در اين باره شنيده است ، خواهد گفت .
« نجاشى » رو به نمايندهء جمعيت مهاجران كرد و گفت : دربارهء « مسيح » عقيدهء شما چيست ؟ وى پاسخ داد : عقيدهء ما درباره حضرت مسيح ، همان است كه پيامبر ما خبر داده است . وى بنده و پيامبر خدا بود ، روح و كلمهاى از جانب وى بود كه به مريم عطا كرد . « 1 »
شاه حبشه ، از گفتار جعفر كاملا خوش وقت شد و گفت : به خدا سوگند ، عيسى را بيش از اين مقامى نبود ، ولى وزيران و اطرافيان منحرف ، گفتار شاه را نپسنديدند و او على رغم افكار آنها ، عقايد مسلمانان را تحسين كرد و به آنان آزادى كامل داد ، و هداياى قريش را جلوشان ريخت و گفت : خدا موقع دادن اين قدرت ، از من رشوه نگرفته است ، لذا سزاوار نيست من نيز از اين طريق ارتزاق كنم . « 2 »
بازگشت از حبشه
چنان كه گفتيم ، گروه نخست از مهاجران حبشه به دليل گزارشهاى دروغ ، مبنى بر اسلام و ايمان آوردن قريش ، خاك حبشه را ترك گفته و رهسپار حجاز گشتند ، ولى لحظه ورود آگاه شدند كه گزارش دروغ بوده و شدت عمل و فشار قريش دربارهء
هامش
( 1 ) . هو عبد اللّه و رسوله و روحه و كلمته القاها إلى مريم البتول العذراء .
( 2 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 338 ؛ إمتاع الاسماع ، ص 21 .