قبيلهاى ، سران و زورمندان هر قبيله ، كسانى را كه از آن قبيله اسلام آورده بودند شكنجه مىدادند كه به نمونههايى از آنها اشاره شد .
به همين دلايل ، هنگامى كه اصحاب آن حضرت دربارهء مهاجرت ، كسب تكليف كردند در پاسخ آنها چنين گفت :
هرگاه به خاك حبشه سفر كنيد ، بسيار براى شما سودمند خواهد بود ، زيرا بر اثر وجود يك زمامدار نيرومند و دادگر در آنجا به كسى ستم نمىشود و آنجا خاك درستى و پاكى است و شما مىتوانيد در آن خاك به سر ببريد ، تا خدا فرجى براى شما پيش آورد . « 1 »
آرى محيط پاكى كه امور آنجا را يك فرد شايسته و دادگر به دست بگيرد ، نمونهاى است از بهشت برين و يگانه آرزوى ياران آن حضرت به دست آوردن چنين سرزمينى بود كه با كمال امنيت و اطمينان به وظايف شرعى خود بپردازند .
كلام نافذ پيامبر اسلام ، چنان مؤثر افتاد كه چيزى نگذشت آنان كه آمادگى داشتند ، بار سفر بسته و بدون اينكه بيگانگان ( مشركان ) آگاه شوند ، شبانه برخى پياده و بعضى سواره ، راه جده را پيش گرفتند . مجموع آنها در اين نوبت ، ده « 2 » يا پانزده نفر بود و ميان آنها چهار زن مسلمان نيز ديده مىشد .
اكنون بايد دقت كرد كه چرا پيامبر نقاط ديگر را جهت مهاجرت معرفى نكرد ؟
با بررسى اوضاع عربستان و ساير نقاط ، نكتهء انتخاب حبشه روشن مىشود ، زيرا مهاجرت به سرزمينهاى عربنشين كه عموما مشرك بودند ، خطرناك بود . مشركان براى رضايت قريش ، يا از روى علاقه به آيين نياكان ، از پذيرش مسلمانان سرباز مىزدند . نقاط مسيحى و يهودىنشين عربستان هم ، هيچگونه صلاحيتى براى مهاجرت نداشت ، زيرا آنان بر سر نفوذ معنوى با يكديگر در جنگ و كشمكش بودند و زمينهاى براى ورود رقيب سوم وجود نداشت . به علاوه ، اين دو گروه ، نژاد عرب را
هامش
( 1 ) . لو خرجتم إلى أرض الحبشة ، فإنّ بها ملكا لا يظلم عنده أحدّ و هي أرض صدق ، حتّى يجعل اللّه لكم فرجا ممّا انتم فيه - « سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 321 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 70 » .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 70 .