تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
خواهر خود به گونه‌اى بود كه او و همسرش فهميدند عمر وارد خانه مىشود ، لذا معلم قرآن را در نقطه‌اى از خانه جاى دادند ، كه از چشم « عمر » مستور باشد . فاطمه نيز ، ورقه‌اى را كه قرآن در آن نوشته شده بود مخفى نمود . عمر بدون سلام و تعارف گفت : اين زمزمه‌اى كه به گوشم رسيد ، چه بود ؟ « 1 » گفتند : ما چيزى نشنيديم . عمر گفت : به من گزارش داده‌اند كه شما مسلمان شده‌ايد و از آيين « محمد » پيروى مىنماييد . او اين جمله را با كمال عصبانيت گفت و به شوهر خواهر خود حمله كرد . خواهر وى نيز به يارى شوهرش برخاست . عمر به خواهر خود حمله كرد و سر او را با نوك شمشير سخت مجروح ساخت . زن بينوا در حالى كه خون از سرش مىريخت ، با دلى پر از ايمان گفت : آرى ما مسلمان شده‌ايم و به خدا و رسولش ايمان آورده‌ايم . آنچه مىتوانى دربارهء ما انجام بده . منظرهء دل خراش خواهر كه با صورت خون‌آلود و ديدگان خون بار ، در برابر برادر ايستاده بود و سخن مىگفت ؛ لرزه بر اندام عمر انداخت و او را از كردهء خود پشيمان ساخت . از اين‌رو ، از وى تقاضا كرد كه آن صحيفه را به او نشان دهد تا در كلمات « محمد » دقت كند . خواهر از ترس اينكه مبادا برادرش آن را پاره كند ، او را قسم داد و او نيز متعهد شد و سوگند ياد كرد كه پس از خواندن ، آن را بازگرداند . سپس لوحى به دست گرفت كه در آن بدين ترتيب آياتى چند نوشته شده بود : 1 . « طه » اين قرآن را به تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى . 2 . [ اين قرآن ] فقط وسيلهء يادآورى است ، براى كسانى كه مىترسند . 3 . [ اين قرآن ] از جانب آن‌كه زمين و آسمان‌هاى بلند را آفريده ، نازل شده است . 4 . آفريدگار بر عرش [ آفرينش ] استيلا دارد . 5 . هرچه در زمين و آسمان‌ها است ، از آن او است . 6 . آشكار و نهان را مىداند . « 2 »
هامش
( 1 ) . ما هذه الهيمنة الّتى سمعت ؟ . ( 2 ) . آياتى چند از آغاز سوره طه است .