تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
روز ، به خانواده و بستگان خويش ، شادى مىرسانند . « 1 » به هر حال ، در تاريخ اسلام ، واقعهء خونين عاشورا عظيمترين جلوهء فداكارى خالصانه در راه دين و فدا شدن گراميترين انسان آن روزگار در راه حق و عدالت و احياى اسلام بود و تأثيرات مهمّى در بيدارى ملّتها در طول تاريخ و الهام گرفتن افراد و امّتها در راه مبارزه با ستم داشته است و اگر در اسلام ، چند روز بسيار مهم و به ياد ماندنى و ستودنى داشته باشيم ، يكى هم عاشوراست ، كه راز و رمز كرامت بخشيدن انسان بر فرشتگان از سوى خدا را نشان مىدهد و براى امّت محمد « ص » همين بس كه اسوه‌هايى چون سيد الشهدا « ع » و شهداى كربلا دارد كه جهان را در مكتب شرافت و آزادى خود ، تربيت مىكند . در حديثى قدسى آمده است كه حضرت موسى به خداوند عرض كرد : پروردگارا ، چرا و به چه خاطر امّت محمّد « ص » را بر ساير امّتها فضيلت بخشيدى ؟ فرمود : به خاطر ده خصلت و ويژگى آنان را برترى دادم . موسى « ع » پرسيد : آن ده خصلت چيست كه امّت محمدى به آن عمل مىكنند ، تا من هم بنى اسرائيل را فرمان دهم تا به آنها عمل كنند ؟ خداى متعال فرمود : « الصّلاة و الزّكاة و الصّوم و الحجّ و الجهاد و الجمعة و الجماعة و القرآن و العلم و العاشوراء . . . » « 2 » آنها عبارت است از : نماز ، زكات ، روزه ، حج ، جهاد ، نماز جمعه ، نماز جماعت ، قرآن ، دانش ، و عاشورا ! شگفتا كه عاشورا در كنار نماز و حج و جهاد و قرآن و . . . از خصلتهاى امتيازبخش امّت اسلام بر امّتهاى ديگر است . و اين راز عظمت عاشورا و يوم الله بودن آن است . در ادامهء حديث فوق ، حضرت موسى از مفهوم « عاشورا » مىپرسد ، خداوند در پاسخ به روز گريه و تباكى بودن عاشورا در سوگ فرزند پيغمبر و فضيلت گريستن و اطعام و خرج در راه زادهء زهرا و ماتم آن شهيد بزرگوار اشاره مىفرمايد و بر چشمهاى گريان در روز عاشورا و قطرات اشك ، پاداش بهشت را وعده مىدهد . امام خمينى « قدس سرّه » نيز روزهايى همچون 22 بهمن ، 15 خرداد ، 17 شهريور را « يوم الله » مىداند و به تكريم و احياى آنها دستور مىدهد و تعبير « عاشورا و 17 شهريور و ديگر ايّام الله . . . » « 3 » نشان مىدهد كه عاشورا را نيز از ايّام الله مىداند و در جايى هم
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 95 حديث 41 . ( 2 ) - مجمع البحرين ، طريحى ، واژه « عشر » ، مستدرك سفينة البحار ، نمازى شاهرودى ، ج 7 ، ص 234 . ( 3 ) - صحيفهء نور ، ج 16 ، ص 181 .