تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
است : « . . . آخر نظرى كن به حسرت آدم صفى و نوحهء نوح نجى و در آتش انداختن ابراهيم خليل و قربانى كردن يعقوب در بيت الأحزان و بليّت يوسف در چاه و زندان و شبانى و سرگردانى موسى كليم و بيمارى و بىتيمارى ايّوب و ارّهء شكافندهء بر فرق زكريّاى مظلوم و تيغ زهر آبداده بر حلق يحيى معصوم و الم لب و دندان سرور انبياء ، و جگر پاره‌پارهء حمزهء سيد الشهدا و محنت اهل بيت رسالت و مصيبت خانوادهء عصمت و سرشك دردآلود بتول عذرا و فرق خون‌آلودهء علىّ مرتضى « ع » و لب زهر چشيدهء نور ديدهء زهرا و رخ به خون آغشتهء شهيد كربلا و ديگر احوال بلاكشان اين امّت و محنت رسيدگان عالى همّت همه با جان غم اندوخته در كانون غم و الم سر تا پاى سوخته . نظم :
ز اندوه اين ماتم جان گسل * روان گردد از ديده‌ها خون دل » « 1 »
نثر شيوا و اديبانهء « روضة الشهدا » ستودنى است ، هر چند از نظر نقل ، حاوى برخى مطالب ضعيف و بىمأخذ است . بعلاوه اين كتاب ، در تحليل حادثهء عاشورا ديدگاهى صوفيانه دارد و حوادث را بيشتر به منشأ غيبى و مسائل آزمايش و ابتلاء اولياء نسبت مىدهد ، تا بعد حماسى و اجتماعى و قابل اسوه‌گيرى در مبارزات ضدّ ظلم . از آنجا كه مرثيه‌خوانى و ذكر مصيبت ، سنت پسنديدهء دينى در احياء خاطره و نام و فضايل اهل بيت پيامبر است ، بجاست كه اهل منبر و مدّاحان و ذاكران ، با توجّه به اهميت و نقش بسزاى روضه‌خوانى ، در ارائهء الگوهاى شايسته بكوشند و چهرهء خوبى از ائمّه و معصومين ارائه كنند . در اين زمينه ، به درستى و صحّت مطالب نقل شده ، اعتبار منابع مورد استفاده ، استوارى و زيبايى اشعار انتخابى و دورى كردن از هر حرف و روضه و شعرى كه با مقام والاى اولياء خدا ناسازگار است توجه داشته باشند . « 2 » در فضيلت گريست و گرياندن افراد براى امام حسين « ع » به اين حديث توجه كنيد : امام صادق « ع » فرمود : « من انشد فى الحسين عليه السلام بيت شعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنّة » « 3 » هر كس دربارهء حسين « ع » شعرى بگويد و گريه كند و ده نفر را بگرياند ، براى او و آنان بهشت است . - ذكر مصيبت ، عزادارى ، گريه ، مدايح و مراثى ، مدّاحى ، عزادارى سنّتى ، آداب وعظ و منبر ، تباكى
هامش
( 1 ) - درآمدى بر نمايش و نيايش در ايران ، جابر عناصرى ، ص 79 . ( 2 ) - در زمينهء آداب اهل وعظ و منبر ، از جمله ر . ك : « لؤلؤ و مرجان » ، مرحوم ميرزا حسين نورى . ( 3 ) - كامل الزيارات ، ص 105 .