تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
آنجا استراحت مىكرده است . در كنار منبر ياد شده در قسمت شرقى مسجد ، « مقام رأس الحسين » قرار گرفته و زيارتگاه شيعيان است . « 1 » - شام ، مقام رأس الحسين

جامعه ( غل جامعه )

گردآورنده ، جمع‌كننده ، طوق و غل ، غلى كه بر گردن و دست نهند . « 2 » به آن جهت به غل و زنجير ، « جامعه » مىگفتند كه دستها را به گردن مىبست . « 3 » به نقل برخى منابع ، امام زين العابدين « ع » را پس از شهادت امام در كربلا ، همراه اسيران ديگر سوار بر شتران بىجهاز كردند ، در حالى كه غل جامعه بر دست و گردن او بسته بود . اين را هم مسلم جصّاص ( گچ‌كار ) و هم جذلم بن بشير ، در مشاهدات در روز ورود اسرا به كوفه نقل كرده‌اند « 4 » « و فى عنقه الجامعة و يده مغلولة الى عنقه » و به نقل تاريخ طبرى : « و سرح فى اثرهم علىّ بن الحسين مغلولة يديه الى عنقه و عياله معه » . « 5 » و اسيران را با اين وضعيّت حركت دادند و به شام بردند . - غل و زنجير

جامهء سياه

رسم است كه در سوك عزيزان ، لباس سياه مىپوشند ، در ايام محرّم نيز عزاداران در عزاى سيد الشهدا ، هم خود لباس سياه مىپوشند ، هم مساجد و تكايا و سر در ساختمانها را سياهپوش مىكنند . در تعابير شاعران نيز سياهى شب بعنوان جامهء سياهى به حساب آمده كه جهان در سوك سالار شهيدان به بر مىكند ، جامهء نيلى هم گفته مىشود . در اشعار محتشم كاشانى است :
يكباره جامه در خم گردون به نيل زد * چون اين خبر به عيسى گردون‌نشين رسيد
كه جامه در نيل گرفتن و به نيل زدن ، كنايه از پوشيدن لباس عزاست .
اى عالمى سياه به تن در عزاى تو * اى جان پاك آدم خاكى فداى تو
اى جنّ و انس ، مويه‌گر اندر مصيبتت * اى خاص و عام نوحه‌گر اندر رثاى تو
هامش
( 1 ) - شام ، سرزمين خاطره‌ها ، پيشوايى ، ص 63 . ( 2 ) - لغت‌نامه ، دهخدا . ( 3 ) - مجمع البحرين . ( 4 ) - امالى ، شيخ مفيد ، ص 321 . ( 5 ) - سوگنامهء آل محمّد ، ص 437 به نقل از تاريخ طبرى .