به حكم قانون مذكور ، به وجود آورندهء اين ممكن دوم كيست ؟ اگر بگوييد خالق ممكن دوم همان ممكن اولى است ، خواهيم گفت : اين دور است و دور هم باطل است بهويژه دور مصرح و اگر بگوييد : موجود سوم آن دومى را خلق كرده ، نقل كلام به آن كرده و سؤال خود را تكرار مىكنيم ، آنگاه يكى از سه حالت به وجود مىآيد :
1 . يا دور لازم مىآيد كه باطل است ؛
2 . و يا تسلسل لازم مىآيد كه آن هم باطل است ؛
3 . و يا مىپذيريم كه جميع ممكنات به واجب منتهى شده و از آنجا سرچشمه مىگيرند كه مطلوب ماست . فثبت وجود الواجب تبارك و تعالى .
چند نكته
نكته اول : خوانندهء عزيز توجه دارد كه بحث ما گفتگويى صددرصد عقلى و استدلالى است و چنين بحثى تنها عقل را قانع مىسازد ، اما كارى با وجدان و فطرت ندارد ، و گرنه از ديدگاه اسلام و قرآن ، ايمان و باور قلبى و فكرى خوب است ، اما يقين و يافتن بالاتر از آن است و توصيه اسلام اين است كه به قدرى بايد در اين راه رفت تا خداى را يافت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىفرمايد :
أبيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى . « 1 »
و به قول شبسترى در گلشن راز :
خليلآسا برو حق را طلب كن * شبى را روز و روزى را به شب كن
رسيدن به مرحلهء يقين ، رياضت و مبارزه با هواى نفس را مىطلبد ، تا آنجا كه در حديث قدسى آمده است :
لا يزال يتقرب إلى عبدى بالنوافل ، حتى كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به . . .
نكته دوم : مرحوم علّامه مىفرمايد : در قرآن هم به اين برهان امكان و وجوب استدلال شده ، آنجا كه مىگويد :
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ .
« 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 208 ، باب 8 .
( 2 ) . سورهء فصلت ، آيه 53 .