صيد كردن و استخراج يك امر مجهول . به قول حاجى سبزوارى رحمه اللّه :
الفكر حركة إلى المبادى * و من مبادىّ إلى المراد
در حقيقت ذهن انسان سه عمليات انجام مىدهد :
1 . مطلوب را در ابتدا تصور مىكند ؛
2 . سپس به سراغ مقدماتى كه قابليت استدلال به آنها هست مىرود و آنها را كسب مىكند ؛
3 . در پايان آنها را با ترتيب ويژهاى كنار هم مىچيند و نتيجه مىگيرد .
و اما تقليد عبارت است از قبول قول ديگران بدون تقاضاى استدلال ؛ مثلا در باب وضو براى مكلف شكى پيش مىآيد و به مجتهد مراجعه مىكند و وقتى كه از زبان وى حكم شرعى را شنيد پذيرفته و بدان عمل مىكند ، بدون اينكه بپرسد دليل بر اين حكم چيست .
ب . در منطق مىگويند علم بر دو قسم است :
1 . حضورى كه عبارت است از حضور نفس معلوم در پيشگاه عالم ، مثل علم انسان به خويشتن خويش و به صور ذهنيهاش ، و علم ذات حق به ذات خويش و صفات و افعالش .
2 . حصولى كه عبارت است از حضور صورت معلوم در ذهن عالم همانند انعكاس تصوير در آينه .
علم حصولى خود دو شعبه دارد .
اول . بديهى كه محتاج به نظر و انديشه نيست بلكه بهمجرّد توجه ذهن حاصل مىگردد .
دوم . نظرى كه نيازمند تأمل و انديشه و استدلال است .
پس از اين دو مطلب مىگوييم : از ديدگاه قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السّلام و دانشمندان اسلامى ، تقليد در مسائل اعتقادى به هر شكل و از هركسى صددرصد مردود و تفكر و استدلال صددرصد مطلوب است . اسلام مىكوشد تا پيروان اين مكتب ، مسائل بنيادى مكتبشان را با فكر و انديشه انتخاب كنند . قرآن