سؤال دوم . اگر هدفدار است آن هدف چيست ؟
جواب سؤال اول : ما معتقديم كه آفرينش دارى هدف است و اين مدعا را با دليل عقلى و نقلى اثبات مىكنيم . از ديدگاه عقل و به اعتراف همهء دانشمندان طبيعى در سراسر جهان هستى نظام متقن و هماهنگى عجيبى وجود دارد و هركس به زبانى از اين هماهنگى سخن گفته است . مثلا ماركيستها اصلى دارند به نام اصل پيوستگى عمومى و يا تأثيرات متقابل كه معتقدند حتى ميان ريگ بيابان و كهكشانهاى عظيم پيوند وجود دارد و اگر يك سنگريزه نابود شود ، مساوى است با نابودى كل هستى .
يا مثلا عرفا مىگويند : جهان انسان كبير است و انسان جهان صغير ؛ به قول حكيم شبسترى در گلشن راز :
جهان انسان شد و انسانى جهانى * از اين پاكيزهتر نبود بيانى
و يا به قول ولتر فرانسوى :
جهان از يك دستگاه ساعت كمتر نيست و همچنانكه وجود دستگاه ساعت را بدون ساعتساز نمىتوان فرض كرد ، وجود جهان را هم بدون آفريدگار نمىتوان تصور كرد . « 1 »
پس از جملاتى مكالمهاى فرض كرده ميان يك نفر فيلسوف با طبيعت . . . هنگامى كه فيلسوف از بعضى امور طبيعت تعجب مىكند ، طبيعت به او مىگويد : فرزند ، اين تعجب به تو از آن راه دست داده كه نام مرا به غلط گذاشتهاند ، و مرا طبيعت ناميدهاند و حال آنكه من سراپا صنعتم . ( يعنى در طبيعت دست صانع آشكارا ديده مىشود ) .
و يا به قول بعضى ديگر از دانشمندان ، هستى همانند كتابى است كه از آغاز تا به انجام يك هدف را دنبال مىكند . استاد متفكر و شهيد والامقام آية اللّه مطهرى مىگويد :
اجزاى جهان همانند بدن انسان ارتباط ارگانيكى و زنده دارند ، نه ارتباط ميكانيكى و جامد همانند قطعات ماشين كه هيچكدام از ديگرى خبر ندارد .
از همه بالاتر سخنى است كه به على عليه السّلام امام عارفان نسبت داده شده كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . به نقل از سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 173 .