معارضه دشمنترين دشمنان بسوى او در حالتى كه اندازنده بود سلاح فصاحت را .
[ بيت 96 ]
96
ردّت بلاغتها دعوى معارضها * ردّ الغيور يد الجاني عن الحرم
رد كرد بلاغت قرآن دعوى معارض او را ، همچون بازگردانيدن مرد غيور دست خيانتكننده از اهل و عيال خود را .
يعنى : محاربه و معارضه كرده نشده است آيات قرآن هرگز ، مگر آنكه بازگشته است از جهت آنكه مغلوب شده است غالبترين دشمنان و معارضان او ، در حالتى كه اندازنده است بسوى او سلاحهاى فصاحت و بلاغت را . يعنى هر فصيح و بليغ كه با قرآن معارضه كرد در فصاحت و بلاغت ، آخر الامر عاجز شد و كمال بلاغت قرآن را مسلّم داشت .
و رد كرد فصاحت و بلاغت قرآن دعوى معارض خويش را ، همچنانكه مرد غيور دست جنايتكننده را از اهل و عيال خويش رد كند و بازدارد .
[ بيت 97 ]
97
لها معان كموج البحر في مدد * و فوق جوهره في الحسن و القيم