تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

[ بيت 113 ]

113
كيما تفوز بوصل أيّ مستتر * عن العيون و سرّ أيّ مكتتم
به جهت آنكه فايز شوى و برسى بوصلى كه در غايت پوشيدگى است از چشمها ، و سرّى كه در غايت پنهانى است . يعنى : اين خروج و ترقى بمراتب كمال ترا به جهت آن بود كه برسى تو اى محمّد بوصال كمال ذو الجلال كه در غايت استتار و پوشيدگى است از چشمهاى خلايق ، و محرم شوى بر سرّ اسرار الوهيّت كه چه مختفى و پنهان است . يعنى حكمت معراج آن بود كه تو دولت وصال با كمال حضرت عزّت دريابى ، و سرّى كه با خلايق اولين و آخرين در ميان نبوده با تو در ميان نهاد تا بدان فايز گردى .

[ بيت 114 ]

114
فحزت كلّ فخار غير مشترك * و جزت كلّ مقام غير مزدحم
پس جمع كردى همه فضلى را بىشركت ديگرى ، و بگذشتى همه مقامى را بىزحمت .

[ بيت 115 ]

115
و جلّ مقدار ما ولّيت من رتب * و عزّ ادراك ما أوليت من نعم
شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 104 | مؤلف مجهول