علم را بداده بود [ 1 ] ، مردم را اشتباه افتاد . و از حمزه ، رضى اللّه عنه ، شعرى [ 2 ] مروى است و در ان ياد كرده است كه : اوّل كسى كه در اسلام علم گرفته است وى گرفته است از پيغمبر ، عليه السّلام ، أمّا أهل علم بيشتر برآنند كه علم عبيده پيشتر بوده است ، و اللّه أعلم .
غزو دوم غزو بواط است
محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه :
در ماه ربيع الأوّل سيّد ، عليه السّلام ، بغزو قريش بيرون شد . 71
و سبب آن بود كه خبر آورده بودند كه : جمعى از قريش بيرون آمدهاند و در منزلى كه آن را بواط گويند نزول كردهاند . و سيّد ، عليه السّلام ، مىخواست كه ايشان را دريابد و با ايشان قتال كند [ 3 ] . چون به منزل بواط رسيده بود ، قريش آگاهى * يافته بودند و از آن جايگاه رفته بودند ، و سيّد ، عليه السّلام ، چون ايشان را نديد ، از دنبالهء ايشان نرفت و باز مدينه آمد و بقيّت ربيع الأوّل و ماه ربيع الآخر و بعضى از جمادى الأولى در مدينه بود ، پس بغزو عشيره بيرون شد . و اللّه هو الكافى .
غزو سؤم غزو عشيره است
و حكايت آن چنان بود كه : عمّار بن ياسر ، رضى اللّه عنه ، مىگويد كه :
من و علىّ بن أبى طالب ، كرّم اللّه وجهه ، در غزو عشيره رفيق بوديم و سيّد ، عليه السّلام ، چون خواست كه بدين غزو شود ، أبا سلمة
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : هر دو را علم بداده بود .
[ ( 2 - ) ] در اصل : شعر ، و از روا متابعت شد .
[ ( 3 - ) ] روا : مصاف دهد .