خوانده بوده است از براى سعد زنگى ترجمه كرده است .
سپس در 623 مرده است ، از پسرها يكى در 651 در مصر ميميرد و ديگرى در 701 در مكّه .
تنها دو چيز در خود ترجمه هست كه مىتوان آنها را مؤيّد اين فرض دانست :
يكى آنكه گويد نزد ابن الجبّاب كتاب را خواندم و ديگر اينكه گويد به ابرقوه بازگشتم .
نام مظفّر الدين سعد بن زنگى را هم در مقدّمه برده است و سال 622 [ 1 ] ( خ ل . 612 ) را نيز ذكر كرده است .
بنابرين ترجمه قبل از مرگ اين پادشاه ( 623 يا 624 - رسالهء ممدوحين سعدى و شدّ الإزار ديده شود ) حاضر شده است ، در سال 622 ، و اللّه اعلم .
اگر مؤلّف همين مرد باشد حدس ديگرى نيز مىتوان زد ، و آن اينكه قبلا يك بار به شام و مصر رفته بوده است و سيره را بر ابن الجبّاب تنها خوانده بوده است و برگشته و در 612 كتاب را ترجمه كرده بوده و سپس در سال 619 بار دوّم سفر كرده و بصحبت خود دو پسرش را نيز برده است تا آنچه را خود او شنيده بوده است آنها هم بشنوند .
« مجتبى مينوى »
هامش
[ ( 1 - ) ] نسخهء ايا صوفيه