[ 796 ] - 104 - ابن على از پدر خود نقل مىكند كه : « امام حسين عليه السّلام رداى خزّ را به پنجاه دينار مىخريد ، تابستان آن را صدقه مىداد و هيچ در اين رفتار ايرادى نمىديد و اين آيه را ( تلاوت ) مىفرمود : « بگو ( اى پيامبر ) چه كسى زينتهاى خدا را كه براى بندگان خود آفريده حرام كرده و از رزق حلال و پاكيزه منع نموده است ؟ » « 1 » « 2 » .
[ 797 ] - 105 - مستقيم بن عبد الملك گويد : « بر پاى امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام ، جورابهاى خزّى صورى مىديدم ، و آن دو بزرگوار را مىديدم كه بر يابوهاى تخارى سوار مىشوند » « 3 » .
[ 798 ] - 106 - ابن حريث گويد : « ديدم كه حسين بن على عليه السّلام رداى خزّ سرخفام بر خود افكنده است » « 4 » .
[ 799 ] - 107 - سدى گويد : « امام حسين عليه السّلام را ديدم در حالى كه عمامهاى از خزّ به سر داشت و موى حضرت عليه السّلام از زير عمامه بيرون آمده بود » « 5 » .
[ 800 ] - 108 - شعبى گويد : « خدمت امام حسين عليه السّلام شرفياب شدم ، در حالى كه جامهاى از خزّ به تن داشت » « 6 » .
[ 801 ] - 109 - در كتاب زهد امير المؤمنين عليه السّلام ، از علىّ بن ابى عمران نقل شده كه گفت :
« حسين بن على عليه السّلام ( از شهر ) بيرون آمد ، و على عليه السّلام ( فرزند خود ) را در حالى كه پيراهنى از خزّ به تن داشت و گردنبندى از طلا به گردن » ، « 7 » در چمنزار مدينه ديد ، پس پرسيد : آيا اين فرزند من است ؟ عرض كردند : بله ، پس او را طلبيد و پيراهن خزّى او را شكافت و آن گردن بند را از او گرفته پاره پاره نمود .
هامش
( 1 )قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِالأعراف : 32 .
( 2 ) أنّه كان يشتري الكساء الخزّ بخمسين دينارا ، فإذا صاف تصدّق به لا يرى بذلك بأسا .
( 3 ) رأيت على الحسن و الحسين عليهما السّلام جوارب خزّ من صور ، و رأيتهما يركبان البراذين التّخارية .
( 4 ) رأيت على الحسين بن عليّ عليه السّلام كساء خزّ أحمر .
( 5 ) رأيت الحسين بن عليّ عليه السّلام و عليه عمامة خزّ ، قد خرج شعره من تحت العمامة .
( 6 ) دخلت على الحسين بن عليّ عليهما السّلام و عليه ثوب خزّ .
( 7 ) خرج الحسين بن علىّ عليه السّلام و عليه قميص خزّ و طوق من ذهب .