كردم ، يك دور از آن را انجام داده بودم كه ناگاه كسى به بينىام خورد و آن را خون انداخت ، من بيرون آمدم و آن را آب كشيدم سپس برگشتم و طواف را از سر گرفتم ، جريان را براى امام حسين عليه السّلام نقل نمودم ، فرمود ، « بد عمل كردهاى ( كه از سر گرفتهاى ) ، شايسته بود ، بر همان طواف دور اوّل بنا مىنهادى ، سپس فرمود : ( در عين حال ) بدان كه چيزى ( از قبيل كفّاره و . . . ) بر تو واجب نيست » « 1 » .
طواف بيمار
[ 754 ] - 62 - بيع بن خثيم گويد : ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام را ديدم در حالى كه سخت بيمار بود و در محملى او را دور كعبه طواف مىدادند . به ركن يمانى مىرسيد مىفرمود تا او را زمين نهند .
پس دست خود را از روزن محمل بيرون مىكرد تا آن را به نرمى بر زمين كشد سپس مىفرمود : « بلندم كنيد » « 2 » و چون اين كار را چندين بار - در هر شوطى - انجام داد عرض كردم : فدايت شوم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! اين كار شما را به زحمت مىاندازد . فرمود : « از خداى سبحان شنيدم مىفرمايد : تا شاهد منافع خويش باشند » « 3 » . عرض كردم : منافع دنيا يا منافع آخرت ؟
فرمود : هر دو .
رمى جمرات
[ 755 ] - 63 - در بعضى نسخههاى منسوب به امام رضا عليه السّلام آمده است : حضرت عليه السّلام ، از امام كاظم عليه السّلام ، از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : ابن عبّاس از امام حسين عليه السّلام پرسيد : اى ابا عبد اللّه ، اين سنگريزههايى كه بر جمرات افكنده مىشوند چگونهاند ؟ زيرا ما ( مسلمانان ) از فلان و فلان زمان ( بسيار دور ) است كه پيوسته آنها را به جمرات مىافكنيم ؟
هامش
( 1 ) بئس ما صنعت ، كان ينبغي لك أن تبنى على ما طفت ، أما إنّه ليس عليك شيء .
( 2 ) ارفعونى .
( 3 ) انّي سمعت اللّه عزّ و جلّ يقوللِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْحج : 28 .